در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده داود رجبی)

دفتر شعر

چاه

خشک نخواهد شد

چاهی که اشک ریز ناله های علی ست



04 آبان 1392 462 0

یاد

 

قلم در دست آهی می کشم

نقش دلدار ز یادی می کشم

محو در ایام و قندی بر لبم

خنده های یار با غم می کشم



22 مرداد 1392 393 0

دست

نگاهم آسمان دنبال یک دست

کنارم هست و هر دم میکشد دست



08 خرداد 1392 815 2

انتظار

انتظار
بی صدا و آرام
همچو مرداب خموش
آهویی گذشت و هیچ
شاید آید خرگوش
یا که شاید موری
از سر ناچاری
شود سیراب و ولی
نگه ای خشم آلود
که چه گندی هستی
گر نباشی جاری
تو دگر هیچ ...


25 اردیبهشت 1392 491 3