در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده محمدجواد مردانی)

دفتر شعر

من آن امام شهیدم که بعد از این زنده است ...

اگر چه بوسه ی داغت بر این جبین زنده است
چنان نگو که در این شعر ها چنین زنده است !

...

به هر کجا بروم ریشه ام در این خاک است
من آن درخت بلندم که در زمین، زنده است

نگاه سبز مرا در کسی نخواهی یافت
من آن امام شهیدم که بعد از این زنده است ...

همیشه صبر همیشه رسالتم صبر است
من آن پیمبر صبرم که بی نگین زنده است

میان پیرهنم هیچکس به جز من نیست
من آن خدام که حتا بدون دین زنده است!

...

تو ماه چادره ای، پس مواظب خود باش؛
من آن پلنگ جوانم که در کمین زنده است ...


01 مرداد 1392 668 5