در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده خلیل روئینا)

دفتر شعر

یک رباعی

محبوب ضریح می شدی اسماعیل

یا مثل مسیح می شدی اسماعیل

جای تو چقدر بره را سر ببرند

ایکاش ذبیح می شدی اسماعیل



05 آبان 1391 536 0

جــــاده برگشت می خـــــورد با تــــو

جــــاده برگشت می خـــــورد با تــــو از دوباره تولــــــد آدم
هرکه مرد است می شود یوسف هرکه زن بود می شود مریم

 باد و طوفان کلیشـــــه ای بشود می وزانی نسیم در شاخــــه
می فشاری گلـــــوی زلزلـــــه را می کنی قالبم تهــــی از بم

در خراسان تو چه  آســــان است دردها را شفـــای بی تردید
می چکانی به حلــــق هر زخمی قطره قطره دواترین مرهم

 سقف سقــــای خانه ات ابری است در تمام فصـــول می بارد
می شـــود دست های تو کاســــه آب دست مقدست زمــــزم

 کفـــــر اگر با تو گـــــرم بنشیند یا خـــــدا گوید و به پا خیـــزد
تا ببینــــد فـــــراز قلــــه تو نقش بیــــن الملل ترین پرچــــم

زائر از آسمـــــان زمیــــن داری آدمی و فرشتــــه مشتـــاقت
در تو اتـــــراق می کند هر روز راه شیــــری و راه ابریشــــم


07 خرداد 1391 604 1