در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

(آرشیو پدیدآورنده علی ایثارگر)

دفتر شعر

حقا جوانمرد است او

با اینکه از چشمان مردم در پس_ پرده است او/با دلربایی های_خود بیچاره ام کرده است او

حتی دل_عاصی من نیز از غمش خالی نشد/چون موم قلب سنگ را در چنگ آورده است او

من درد دوری دیده ام  از  بی کسی رنجیده ام/تا عاقبت فهمیده ام درمان هر درد است او

بر او  جفا کردم  ولی  تنها  وفا دیده ز او/جانم به قربانش شود,   حقا جوانمرد است او

هرچند محرومم ز خورشیدی که پشت ابر هاست/اما مرا با مهر خود همواره پرورده است او



04 مهر 1392 382 2

شکایت نکن

شکایت نکن از سکوتم فقط/نذار خیلی چیزارو ثابت کنم

سکوتم کلافت کنه بهتره/یا با چند تا جمله خرابت کنم؟

شکایت نکن از سکوتم فقط/که با حرف تنها به غم میرسیم

دوروغات و اول یکم دوره کن/به رفتار سرد منم میرسیم

نگاه تو اون موقع ها فرق داشت/زمانی که تو قلب من حس شدی

ولی من هنوزم همون آدمم/اگه با تو سردم تو باعث شدی

تو باعث شدی زندگی سخت شه/تو باعث شدی این و حاشا نکن

دیگه دیره کاری ازت ساخته نیست/با دستای بسته تقلا نکن


23 شهریور 1392 533 2

دانشگاه

به ظاهر اتفاقی تو/مسیرت سبز میشم تا

تو رو دیدن تو راه پله/منو دل خوش کنه اما

تو برخوردت با من سرده/نگاهت سمت دیواره

از اون چهرت از اون اخمت/غرور انگار میباره

سلام من پر از خواهش/جواب تو پر از اکراه

واسم سنگینه رفتارت/مث درسهای دانشگاه

منو ول کردی و حالا/کتاباتو بغل کردی

به جای قول اون روزت/دماغتو عمل کردی

ببین از فرط تنهایی/رسیده تا کجا کارم!

که با صد تا کلک باید/دو واحد باتو بردارم



13 شهریور 1392 1290 7

من به عشقت پی این حادثه سازی بودم

من به عشقت پی این حادثه سازی بودم
با دم_ شیر  اگر طالب بازی بودم

بارها دیدن روی تو  برایم شر شد
باز مشتاق به این چشم نوازی بودم

بارها ناز تو کردی و نیاز از من بود
و من از عمق وجودم متقاضی بودم

گر سکوتی به لبم هست مقصر بغض است
ورنه من کی به جدایی ز تو راضی بودم؟

نرسیدن به تو از حرکتمان پیدا بود
با تو از اول این راه موازی بودم!



14 مرداد 1392 474 3

داشتیم؟!

روزگاری ما بهاری داشتیم
بر سر کوی ات گذاری داشتیم

بی قراری هایمان را چاره بود
جمعه ها با هم قراری داشتیم

یار ما و این همه عاشق کشی؟!
 «ما ز یاران چشم یاری داشتیم»

من تمام نذر هایم مال توست
حال از من در فراری؟ داشتیم؟!!

پس کجا باید تو را پیدا کنیم؟
 آمدیم  و با  تو کاری  داشتیم


06 مرداد 1392 553 7

حالا چه فرقی می کند؟...

حالا  چه  فرقی می کند تقصیر من یا تو؟
من  عاشقت  بودم  ولی بی مشورت با تو

من عاشقت بودم، نه دشمن این اداها چیست؟
صدبار من زخمی شدم  گیرم که حالا تو

بد  شد  برایت  آبروی  من حرامت شد؟
از  آبروی من مهم  تر چیست؟  آیا تو؟!!

نزدیک  تو  بودن برایم  عین  نابودی است
من یک غریق خسته بازو، موج دریا تو

خاکسترم  کردی و من سیگار خود را که
کمتر  ضرر  دارد برای  قلب  من تا تو


31 تیر 1392 716 5

پانزدهم رمضان

جبریل هم کرنش کند پیش مقام مجتبی
اصلا ملائک را خدا خود زد به نام مجتبی

آن یوسف مصری کجا انقدر خاطر خواه داشت؟
یوسف عزیز مصر بود اما غلام مجتبی

هرکس مسلمان است از فتح الفتوح صلح اوست
هرچند شد از بی وفایی تلخ کام مجتبی

بر اشتران اشقیا حیدر صفت بی واهمه
می تاخت  پور  فاطمه  جانم  امام  مجتبی

دشمن که مهمانش شود در پاسخ دشنام ها
رد کردن ما کی بگنجد  در مرام مجتبی

جای تعجب نیست گر مستیم و مجنون گشته ایم
افطار می  نوشیده ایم امشب ز جام مجتبی


30 تیر 1392 464 1