در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

کشتار منا

دفتر شعر

تن پامال حاجیان یعنی ...


تشنگی بود و خستگی بود و
مردمانی که بی رمق بودند
راه ها بسته شد و جرم این بود
حاجیان در مسیر حق بودند

جمراتی به عکس حاصل شد
حاصل از کینه های شیطانی
آدمیت حرام بود آنجا
پیشکش سنت و مسلمانی

لحظه ها لحظه های سختی بود
آب نایاب بود و ناجی جان
عطش آمد و قبل هر چیزی
اثرش را نهاد روی زبان

عاشقی روی لب تبسم کرد
نفسش تنگ شد و از ته جان
گفت حالا چقدر می چسبد ...
السلام علیک یا عطشان

السلام علیک یا عطشان
نقطه نقطه زمین بلاد شماست
تن پامال حاجیان یعنی ...
شیعه در مکه هم به یاد شماست



24 مهر 1394 854 0

منا را کربلا کردند و حاجی کربلایی شد ‏

صدای کعبه در آمد... که هنگام رهایی شد ‏
میان حج، دل حجاج از مشعر هوایی شد ‏

منا شد محبس و گودال و تل از کربلا آمد ‏
منا را کربلا کردند و حاجی کربلایی شد ‏

عطش ...حبس نفس...اشهد ...شمیم لاله می آمد
حسین آمد ...حسین آمد ...چه حج با صفائی شد ‏

بنازم حاجی مفقود این حج را ، نمی دانم ‏
بگویم از کجا آمد؟ کجایی شد؟ کجائی شد ؟ ‏

نباید از خدا برگشت... باید در دل احرام ‏
خدایی شد ...خدایی شد ...خدایی شد... خدایی شد ‏
‏...‏
یمن می پرسد از این بشکه های ساخت اسرائیل‏
شبیه این جنایت های دامنگیر جایی شد ؟ ‏
‏ ‏



23 مهر 1394 1112 0

داغ سنگین است ...

غم جـدا می پـرورم حیرت جدا ، این روزهــا
چیست ایـن پنهان مرا بغض و رثا، این روزها

درحـریمی امـن هـم دیگرامانی نیست! نیست! 
چون که نااهل است خادم ، قبله را این روزها

بـال خونـین پـرسـتـوهـای عـاشـق شـاهد است 
کشـته شـد بسـیار... اسـمـاعـیل ها این روزها 

عشـق دیـگر پــرزدن درتــوده ای آتـش نـبـود 
جان ابـراهـیم ها ! هـم شـد فـدا... این روزهـا

داغ سنگین اسـت قدری که خدا هم گریه کرد 
بـس که گـُل پـژمُرد درصحن مـنا این روزها 
************
بداهه ای از سر بغض ، در بهت و غم حادثه ی جانسوز منا 



15 مهر 1394 1152 0

لعنت به آل سعود

مجموعه ی کائنات ازعمق وجود

هنگام دعا و ذکروتسبیح وسجود

با اهل زمین وآسمان می خوانند

لعنت به یهود وکافر و آل سعود



14 مهر 1394 1287 0

در راه منا حقیقتی جاری بود

مظلومی باز تشنه یاری بود
سر خط خبرها همه تکراری بود
سرگرمی دشمنان حق، حق کشی است
در راه منا حقیقتی جاری بود



12 مهر 1394 813 0

حرم دست حرامیهاست


دلم تنگ کبوترهاست
کبوترهای دور از لانه ی لب تشنه ی پرواز
دلم آشوبی مرگ هزاران قوی در کوچ است
که خیلی بی صدا آرام جان دادند
دلم در سوگ آن آیینه های زیر پا مانده است
و احرامی آن پروانه های پاک جا مانده است
خرابم امشب از داغ پدرهایی که عطشان در منا مردند
پدر را کربلا بردند
خداوندا یکی پاسخ دهد آیا چرا مردند
حرم دست حرامی ها
اسیر بد مرامیها
دوباره سنت مهمان کشی لب تشنه در احرام
خدایا میهمان بودند، در احرام ،در صلح و صفا بودند
فقط یک مشت سنگ ریزه درکف دستانشان افسوس
دلم بحران زده است امشب
دلم مانند این پاییز پر آشوب
نمای جنگل در آتشم امشب
به چشم خویش می دیدند ماهی را که جان می داد
اما هیچ اما پوچ
کسی یک جرعه ی آبی نمی آرد
و بارانی نمی بارد
منا شد کربلا و عید گردیده عزایارب
دریغ ودرد...

نجفی



09 مهر 1394 894 0

از مکه خبر آمده داغ است خبرها


از مکه خبر آمده داغ است خبرها
باید برسانند پدرها به پسرها

از مکه خبر آمده از رکن یمانی
نزدیک اذان ناله بلند است سحرها

داغ است خبرها نکند باد مخالف
در شهر بپیچد بزند شعله به درها

نزدیک سحر قافله ای رد شد از اینجا
ماندیم دوباره من و اما و اگرها

باید بروم زود خودم را برسانم
حتی شده حتی شده از کوه و کمرها

از مکه خبر رفته رسیده ست به کوفه
حالا همه با خیره سری خیره به سرها

بر خاک عزیزی ست... ولی پیرهنش را...
سربسته بگویند پسرها به پدرها

برخاک عزیزی ست و در راه عزیزی ست
خود را برسانید که داغ است خبرها

 

از سروده های 1390

 



09 مهر 1394 1218 2

چشم گریان منا

کام ما تلخ است و دل غمگین قربان منا ست
سیل اشک مؤمنان جاری ز باران منا ست


لعن و نفرین بر شما پس مانده های بولهب
آتش بغض شما افتاده بر جان منا ست


چشم "زمزم" اشکبار و بی گمان حتی "غدیر"،
شک ندارم مثل ما اینک پریشان منا ست...


یوسف زهرا! فدایت! من که میدانم کنون
آن دل دریایی ات درگیر طوفان منا ست

بر خروشید ای مسلمانان عالم!یا علی!
داد مظلومان ستاندن، "رمی شیطان" منا ست

العجل! مولا بیا، تنهایی و غربت بس است
خیره بر دیوار کعبه، چشم گریان منا ست...

 



07 مهر 1394 1004 1

زخم روی زخم

بسم الله النور

 

موج روی موج

می رسد به اوج

سیل بی امان حاجیان نیمه جان

باز می رسند

فوج فوج از آسمان، فرشتگان

زخم روی زخم

داغ پشت داغ

چینش غریب کیف و کفش تازه در اتاق دختری که در مسیر مدرسه

باز هم گرفته از پدر سراغ

کودکی که روبروی دفترش

نشسته بی چراغ

زخم روی زخم

داغ پشت داغ

 

دخترک نشسته روبروی دفتر جدید

باورش نمی شود که زیر هجمه ی مدادها

بشکند مدادرنگی سپید

...

آن طرف تر از صدا و دوربین و نور

دور و دور

دور از انعکاس عینک رسانه های کور، در یمن

کودکی نشسته بر سر جنازه ی پدر

سنگ می زند به خواب اهرمن

کودکی که سهمش از کتاب و درس

اشک بود و ترس

اخم بود و اخم

داغ پشت داغ

زخم روی زخم

 

ننگ بر جماعت فریب

میزبان نانجیب...

ربنا!

خدای کعبه! آتنا شکیب!

العجل غریب آشنا

کربلا شده، منا

 

 

شنیدن آهنگ با صدای محسن توسلی



06 مهر 1394 1332 3

حج تان نیمه تمام است شبیه ارباب ...

یا سیدنا        اکمل حجنا        فی ارض منا

قاتلان در حرم امن خدا مستانه

دست در گردن ابلیس ، ز حق بیگانه

 

باز هم کوچه و یک حادثه و آل یزید

آتش افتاد به دامان گل و گلخانه

 

این همه بال و پر زخمی و بی تاب و رمق

در منا گرد خدا سوخته چون پروانه

 

کوچه های حرم امن ، شده کرب و بلا

کعبه از ظلمت کفار شده بتخانه      

           

کاروان آمده از کعبه ولی جاماندند

عده ای یاس کفن پوش درآن ویرانه

 

از منا و عرفات و جمرات و تقصیر

دل سپردید به صحرای جنون جانانه

 

حج تان نیمه تمام است شبیه ارباب

بنویسید به روی کفنش .... دیوانه

 

آه از لحظه ی قربانی و آن ذبح عظیم

همه عالم به فدای لب آن دردانه

 

دل پریشان شهیدان خداییم امشب

العجل صاحب این بیرق و این میخانه

 

امامی- 5 مهر1394



06 مهر 1394 1221 1