در این دفتر همه از هم می آموزند و کسی استاد کسی نیست

مطالب موجود برای 'امام حسین'

دفتر شعر

فهمیدیم

تا مشرق و آفتاب را فهمیدیم
بر نیزه سری خضاب را فهمیدیم
روزیکه الستُ گفت دادار جهان
از خون خدا جواب را فهمیدیم
...
ما کرسی قوس قاب را فهمیدیم
یک ذره ای از شتاب را فهمیدیم
از خیمه به قتلگاه بس آمد و رفت
یک خواهر و اضطراب را فهنیدیم
...
شمع شب و التهاب را فهمیدیم
بال و پر و انتخاب را فهمیدیم
پروانه تر حسین زهرا آن شب
آتش به دلی کباب را فهمیدیم
...
ما معنی صبر و تاب را فهمیدیم
فرق گنه و صواب را فهمیدیم
در صبحدم نزولی از آیه عشق
بیداری و شهر خواب را فهمیدیم
بیشکک، هفتم سپتامبر ۲۰۱۹


16 شهریور 1398 67 0

سرگردان

یا زینب
جز سر نبود هر چه که سر گردانم
دنبال سرت ببین که سرگردانم
سایه ز سرم مگیر ای نیزه نشین
عمری است که سرسپرده جانانم
 


13 مهر 1396 170 0

ما را قیام قیّم امت قیامت است

بارید قطره قطره فرو ریخت روی خاک
خورشید مست کرده شبیه درخت تاک
آتش گرفته بود و به آغوش می کشید
وقت غروب لشکری­ از جسم چاک چاک
 
با خون کیست میکنی امشب وضو فرات؟
از ماجرای نیزه و قرآن بگو فرات
از هرچه که نداده ای و داده ای بگو
از بذل آب خویشتن و آبرو فرات
 
از رقص خیمه ­گاه میان شراره ها
از ردّپای خون به تن گوشواره ها
زخم عبور از وسط سنگ­ خاره ها
از داغ نعش های جگر پاره­ پاره ها
 
اشک سرشته با تب ِ طفل سه ساله آه
تیر سه ­شعبه جانب اصغر حواله آه
زنجیرواره­ ی غم زینب به دشت سرخ
در کاروان خون خدا ، سوز ناله آه
 
دلمویه های علقمه ی زار را نگر
در چشمِ ماه، تیرِ شب تار را نگر
باری دگر تو حیدر کرار را  نگر
فتح الفتوح دست علمدار را نگر
 
 
       کوفی ندیده است به خود ننگ اینچنین
آیینه میهمان شدن سنگ اینچنین
       فرسنگ هاست فاصله ­ی کربلا-دمشق
       این است شیعه گر شده دلتنگ اینچنین
 
      خورشید رفت بر سر نی سمت قصر شام
      در انتظار خطبه­ ی جان­ خسته از نیام
      آوازه­ ی قیام ، به شرح عقیله ای
       زیبایی اش گرفته جهانی چه ناتمام
 
      در مشقِ جنگ،جسم،قلم،خون،دوات بود
      در سوگ مرگ ، قلب همه کائنات بود
      طوفان جهل سخت عرب سرگرفته بود
      تنها حسین ، کشتی راه نجات بود
 
     ما را قیام ِ قیّم ِ امّت قیامت است
     عشق حسین جای زره ها کفایت است
     سر می دهیم مثل زهیر و حبیب ها
     وقتی سلوک ِ سِیرِ رسیدن شهادت است
 
    شش­ گوشه ، قتلگاه ، خودش سرزمین ماست
    دست خدا به دست تو در آستین ماست
    «بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند» *
    شُرب مدام از خُمتان اصل دین ماست


احمد فرنود - آبان ماه 95


 

*حافظ :   

بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند         

آنکس که پخته شد مِی چون ارغوان گرفت



29 آبان 1395 323 0

اذان حسین!

دریچه ای ست به سویِ خدا جهان حسین
همیشه ذکر خدا هست بر زبان حسین...


چنان گرفته به آغوش خود خدایش را
که ماندگاری دین بسته شد به جان حسین


درخت دین به فداکاری اش ثمر داده
شدیم بر سر این سفره میهمان حسین


به پای کوه چه گل های پر پری افتاد
چقدر دامنه دار است امتحان حسین


گسیل کرده به میدان عصاره ی جان را
-سفر بخیر علی اکبرِ جوان حسین!_


میان آتش و خون مثل چشمه ی نور است
دو چشم خسته، ولی گرم و مهربان حسین


هنوز هم که هنوز است در فضا جاری ست
شکوه سوره ی توحید از دهان حسین


بیا دوباره مسلمان شویم و برگردیم
بدون شرک و دو رویی به کاروان حسین


دهیم دل به دلش، عشق را اقامه کنیم
کمی نماز بخوانیم با اذان حسین


مباد بنده ی درگاه این و آن باشی
مشرفند سلاطین به آستان حسین


نشانه های خدا بر زمین پراکنده است
فدای پیکر خونین و بی نشان حسین


محمد فرخ طلب فومنی



14 آبان 1394 1140 0

عمه جان زینب ،عمویم مانده تنها ، مانده تک

عمه جان زینب ،عمویم مانده تنها ، مانده تک
می روم شرمنده سازم ، دشمنان را تک به تک
-
عمه در، تاب و تبم ، جان من ، شد برلبم
عمه جان ، عبدُ للَهَم ، عاشق ِ ثارُ اللهَم
-
این ستمکاران نموده ، قصد جانش عمه جان
می نمایم من ولی ، جانم فدایش عمه جان
-
عمه در، تاب و تبم ، جان من ، شد برلبم
عمه جان ، عبدُ للَهَم ، عاشق ِ ثارُ اللهَم
-
این منم عَبدالَه ام ، در راه دین  سرمی نهم
در ره اسلام و قرآن ، دست و پیکر می دهم  
-
عمه در، تاب و تبم ، جان من ، شد برلبم
عمه جان ، عبدُ للَهَم ، عاشق ِ ثارُ اللهَم
-
کوچکم اما سِپَر ، بنموده ام من دست خود
من گذشتم در ره ، حق از تمام هست خود
-
عمه در، تاب و تبم ، جان من ، شد برلبم
عمه جان ، عبدُ للَهَم ، عاشق ِ ثارُ اللهَم
-
من چگونه باشم و ، بینم عمو تنها شده
دین حق بازیچه ی یک قوم بی پروا شده
-
عمه در، تاب و تبم ، جان من ، شد برلبم
عمه جان ، عبدُ للَهَم ، عاشق ِ ثارُ اللهَم



07 آبان 1393 704 0

معراج همین است ، همین هروله و شور

تا ذکر حسین ابن علی رمز نجات است

دیگر چه نیازی به حساب حسنات است

 

پیچیدگی عشق خدا و غم ارباب

مانند همان حلَّ صفاتی ست که ذات است

 

مرده ست شعوری که در آن شور نباشد

شوری که شعور آورد آهنگ حیات است

 

معراج همین است ، همین هروله و شور

این سینه زنی ها ،پر پرواز صلات است

 

حیف است که از رفتن ما کوزه بسازند

خاکِ گل ما وقف قتیل العبرات است

 

تصویر قشنگی ست که در صحنه ی محشر

ما دور حسینیم و بهشت است که مات است ...

 

بر آل محمد چه گذشته ست که هر بار

یک بارِ زمین مانده کنار صلوات است



01 آبان 1393 1208 4

نفسِ بادِ صبا را بنویسید حسین

 

تپشِ ثانیه  ها را بنویسد حسین
گرمی بزم عزا را بنویسید حسین
 
با گلِ اشک به معراجِ عزایش بروید
طعم شیرین فنا را بنویسید حسین
 
گریه بر غربت مظلوم اجابت دارد
پرِ پروازِ دعا را بنویسید حسین

خون دل ، دیده ی تر ، سوز جگر ،کافی نیست

سر  جان دادن ما را بنویسید حسین
 
شهدا نیز شهید الشهدایش خوانند

مرد میدان بلا بلا را بنویسید حسین
 
درکِ عرفانیِ "حلت بفنائک" یعنی
اسم جمع شهدا را بنویسید حسین
 
لحظه ی سینه زدن با دمِ یا ثارالله
سرخیِ خونِ خدا را بنویسید حسین
 
"یا لثارات" اگر زمزمه ی آخر ماست 
شور پایانی  ما را بنویسید حسین 
 

 

 



04 اردیبهشت 1393 720 2

درسی برای همیشه‌ی تاریخ

عاشورا، درسی برای همیشه‌ی تاریخ

 

اللهمّ عَرِّفهُم ما یَجهَلون، وعَلِّمهُم مالا یَعلَمون، و بَصِّرهُم ما لایُبصِرون

فرازی ازدعای امام سجاد علیه السلام، برای مرزداران(اهل الثغور)

 

حدیث آینه وآب وآبگینه حسین

عزیز فاطمه و زینب و سکینه حسین

 

خدا اگر که بروی زمین شبیهی داشت

قسم به وحدت حق بود آن قرینه حسین

 

عطش- فراق- اسارت، سه شعبه ای درراه

برای درد چو دریا گشوده سینه حسین

 

اگرکه عزت دین جای جان سپردن نیست

چرا خریده به جان این همه هزینه حسین؟

 

سرود سرخ سرش حرفهای بهتر داشت

ز روضه اش نشنیدیم غیر "سین" حسین

 

میان زحمت امروز و محنت فردا

گذاشته ست به جا بهترین گزینه حسین

 

بشر رسد به هدایت حسین اگر مصباح...

زمین هم اهل نجات است اگر سفینه حسین...

 

ما هم به اندازه‌ی همه‌ی کسایی که آبروشون، بسته به غرور ملّی شون بود، ناراحتیم



06 بهمن 1392 1276 12