آهاي باد سحر باغ سيب شعله ور است

آهاي باد سحر باغ سيب شعله ور است
برس به داد دل مادري كه پشت در است

چهل نفر همه نامرد هاي جنگ آور
به صف مقابل حوريه اي كه يك نفر است ...

چه غنچه اي ست كه پرپر شده ست كنج حياط
در آشيانه ي بلبل چقدر بال و پر است ...

نگفتم از پسر سوم علي سخني
كه سر مستتر اهل بيت اين پسر است ...

پسر چه عرض كنم پير عالم امكان
پسر نيامده از راه حيدر دگر است ...

پسر نيامده از راه معني والشمس
پسر نيامده از راه عين والقمر است ...

پسر نيامده از راه،آه خواهد رفت
پسر نيامده از راه راهي خطر است ...

گرفت صورت خود را مقابل آتش
پسر به خاطر مادر، نيامده سپر است ...

غم تمام پسرهاي او بزرگ ولي
غم نيامده فرزند او بزرگ تر است ...

قرار نيست بگيرد قرار بعد از او
دل شكسته ي مردي كه از قضا پدر است ...

از: صفحه ی اینستاگرام شاعر
#عطيه_سادات_حجتي 

01 اسفند 1396 25 0

اما در خانه ی تو را سوزاندند

سجاده ی خویش را که وا می کردی
تا آخر شب خداخدا می کردی

اما در خانه ی تو را سوزاندند
آنها که برایشان دعا می کردی

01 اسفند 1396 19 0

همین که بهتری الحمدلله

همین که بهتری الحمدلله
جدا از بستری الحمدلله

همین که در زدم دیدم دوباره
خودت پشت دری الحمدلله

29 بهمن 1396 28 0

آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟

ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده
ای وای از آن شروع به آخر نیامده
ای وای از آن یقین به باور نیامده
ای وای از آن مزار کبوتر نیامده
ای وای از آنکه رفته و دیگر نیامده

ای دل حدیث دختر طاها شنیده ای؟
یَرضی شنیده ای لِرضاها شنیده ای؟
هنگامۀ نماز دعاها شنیده ای؟
حتی توَرّمت قدَماها شنیده ای؟
أمّن یُجیب، اینهمه مضطر نیامده

یاللعجب، فصلّ لربّک ولادتش
واحیرتا لِیذهبَ عنکم شرافتش
طوبی لهُم وَ حُسن مَآب است مدحتش
جبریل با تمام بزرگی و رتبتش
از عهدۀ ستایش او برنیامده

اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد
یکباره قلب سورۀ انسان شکسته شد
در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد
نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد
فصل غریبی تو چرا سر نیامده؟

زهرا هنوز گریه ی بی گاه می کند
مولا هنوز سر به دل چاه می کند
پاییز ادعای أنا الله می کند
صبح بهار از آمدن اکراه می کند
آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟

29 بهمن 1396 36 0