بورس علمی، یا پاداش اهل قدرت؟
ماجرای بورسیههای فرا قانونی و سفارشی، که دستاویز جدالهای سیاسی شده است نشان میدهد که چگونه دانشگاه و علم وپژوهش، تحت سیطرۀ اهل سیاست است. حال آن که سیاستمداران و مراکز قدرت باید، خادم اهل علم وتابع اهل اندیشه و تحقیق باشند.
هم چنین استقلال مراکز علمی و پژوهشی از محافل قدرت سیاسی، که شرط اصلی سلامت و بالندگی دانش و پژوهش است، با سرکشیهای مغرورانۀ صاحبان قدرت، به هیچ انگاشته شده به گونهای که دانشگاهها را حیاط خلوت سیاست بازی و جولانگاه هماوردهای جناحی میپندارند.
اما در میان این گرد و غباری که برانگیخته شده و در غوغای تسویه حسابهای جناحی، که موجب درآمیختگی درست و نادرست است و بازشناختن راست از دروغ در آن بسیار دشوار به نظر میرسد، نکته ای که مغفول مانده است، آسیبهای فرهنگی حاصل از این تیول داری اهل سیاست در عرصۀ دانشگاه است.
در تاریخ خواندهایم که در دوران تسلط امیران و خوانین، زمینها و روستاها و شهرها ،در میان اصحاب قدرت تقسیم میشد و هر کس مالک منطقهای بود و از عواید آن ثروت میاندوخت و روزگارش را به کامیابی سپری میکرد. این رسم ظالمانه را تیول داری نامیدهاند.
در خبرها خواندم که طراحان و اجرا کنندگان بورسیههای سفارشی، برای دفاع از شیوۀ ناروای خود گفتهاند که این بورسها، پاداش کسانی که وفاداری خود را به نظام اثبات کردهاند و این طرح برای آن است که فضای دانشگاهها در اختیار استادان متعهد باشد.
تبعات این سخن شگفت، که شاید در نگاه اول نمایان نباشد از این قرار است:
1- فضا سازی علیه استادانی که به آرمانهای انقلاب اسلامی اعتقاد دارند و در دفاع از آن سخن میگویند و مینویسند، به گونهای که گویا این مواضع ارزشمند استادان متعهد، تنها دستاویزی برای گرفتن پاداشهای غیر قانونی است .
2- از آن بدتر این که گویا، استادان متعهد به ارزشها و آرمانهای انقلاب، توان علمی لازم را برای رقابت عادلانه و سالم با دیگران نداشته اند و ناگزیر به عنایات فراقانونی سیاست پیشگان چشم دوختهاند تا مجال تحصیل و تدریس بیابند.
3- اولویت سیاست و یارگیریهای سیاسی، در نظر اهل قدرت چنان است که علم و تحقیق برای ایشان بازیچهای بیش نیست چنان که آن مرد بسیارگو که اکنون رفته است در دفاع از مدارک تقلبی دکتری گفته بود: این کاغذ پاره چه اهمیتی دارد؟
4- این تصور نادرست که گویا، استادان و پژوهشگران دانشگاه، چون در استخدام دولت هستند لابد باید مطیع اوامر اهل سیاست باشند و حتی در امر خطیری مانند ارزیابی علمی و برگزیدن شایستگان برای تحصیلات دکتری و اعطای بورس، نظر سران احزاب سیاسی بر نظر صاحبان اصلی دانشگاه یعنی استادان برجسته ، ترجیح دارد.
5- این ظلم بزرگی است در حق کسانی که با شایستگی علمی و تلاش و همت خود، مدارج عالی علمی و پژوهشی را طی کردهاند و عمر خود را در راه تحصیل و تحقیق و تدریس گذراندهاند و اینک در این فضای غبارآلود، باید برای دانشجویان جوان و پرسشگر، مدام توضیح بدهند که راه رشد علمی، تنها و تنها مطالعه و تحقیق و تتبع است، نه شراکت در بازیهای جناحی به امید یافتن راه میان بُر و دریافت پاداشها و بورسها و کرسیهای غصب شده وناروا.