چند رباعی برای حضرت مادر ...
از آتش کینه زود پرپر میشد
یک شاخه گل کبود پرپر میشد
پشت در خانه ی علی ... شمع نوشت:
(( پروانه میان دود پرپر میشد ))
آماده شدند دل به دریا بزنند
با کینه به روی یاس ها پا بزنند
دست تو جدا نمی شد از دست علی
مجبور شدند بازویت را بزنند
تابوت روانه ... می برندت مادر
بی عذر و بهانه ... می برندت مادر
آنقدر غریب بوده ای از خانه ...
... دارند شبانه می برندت مادر
یا علی مدد