تصحیح ورقه ها ، اوراقم کرد. لکن نهایتا کلکش کنده شد. جز لشوش انتهای کلاس ، نمره ی الباقی بدک نبود. «سوخته سرایی» - کما کان دأبه – پای برگه، روضه نوشته بود. درد دل و گلایه از روزگار و مریضی زن همسایه و عز و التماس نمره و نهایتاً دو خط شعر که مثلا آقا اجازه! : «گل شود پژمرده چون افتد به دامان کتاب.» نوشتم ما لای کتاب، گل نمیگذاریم تا پژمرده شود؛ پَر کفتر می چپانیم تا زایمان کند. یازده و نیم، تمام.با ارفاق