گوش های بیرون از کلاه

۱۰ مهر ۱۳۹۲ | ۴۶۵ | ۰

این مطلب در تاریخ چهارشنبه, ۱۰ مهر,۱۳۹۲ در وبلاگ محسن رضوانی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.


به شعرا بگو انقدر در ستایش بهار، آگراندیسمان نکنند شازده!... دیده ایم. گل و بلبل و شکوه و شکوفه اش سر جمع، به یک غروب خیس و خشدارِ پاییز نمی رسد. به یک پیاله باقالی گلپری که با عشقت بخوری.

به طبیب نما ها بگو سپلشک. عشق مرض روانی نیست که برایش دوا بپیچند. خیلی هنر دارند شربت بیماری فرهاد را شیرین کنند. نسخه های اینچنینی را نباید توی دفترچه نوشت. باید رولی منتشر کرد عوض کاغذ مبال استفاده کنیم.

به عرفا بگو برای عاشق ها دعا کنند . عشق، امتحان فوق الطاقه ای است. بگو دعا کنند پله ی ترقی ما به اعلی علیین باشد نه تخته ی دایو مان به اسفل السافلین.

به سر و کله ات بگو پیدا شوند شازده! کجایی این همه مدت؟

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.