چند شعر کوتاه برفی

۲۹ اسفند ۱۳۹۳ | ۷۸۲ | ۰

این مطلب در تاریخ جمعه, ۲۹ اسفند,۱۳۹۳ در وبلاگ سید علی میرافضلی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

برف پشت برف می‌آید
کوچه‌ها، تشـدید تنهایی است ؛
از نگاهت
چای پشت چای می‌خواهم.
::

اینجا هنوز برف
اینجا هنوز مه
قدری کبوتر از تن داغت به من بده.
::

یک جهان حرف دارد
یک جهان حرف
رد پای تو
          در برف...
::

بار مه سنگین تر از برف است
شانه‌های کاج می‌دانند.
::

آفتابی بفرست
برف‌گیر است دلم.
::

برف‌ها
در سکوت می‌بارند
بر ردیف صنوبران کهن.
::

برف و باد توأمنـد
می‌کشـم کلاه را
روی گوش‌ها
و به چشـم‌هام
لـذّت مرور کردنِ درخت‌های شهر را
هـدیه می‌کنم.
::

در برف رفته است
یک رد ناشناس.
::

برف از پشت شیشه
عشق از پشت این صفحه‌های مجازی.
::

از تنت برف بفرست
از لبت قهوه داغ.
::

چقدر خیره شدن در برف
و آفتاب لجوج
که ردّ پای ترا آب می‌کند کم کم.

::

گاه با آیینه میگویم:
زیر این برفِ زمستانی
ظهر ِ تابستان ِ ما را باش!

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۲.۵ با ۶ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.