من از تزویرها در پشت این لباده می ترسم!

30 مرداد 1394 | 296 | 0

این مطلب در تاریخ جمعه, 30 مرداد,1394 در وبلاگ اکبر نبوی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

من از این سایه ها از سایه ی این جاده می ترسم!

و حتی از سکوت کوچه های ساده می ترسم

گرفتار کدامین شک بی حاصل شدی ای شیخ؟

من از نیرنگ تو بر جان این سجاده می ترسم!

چه فتوایی برای طرد من در جیب خود دارند

من از واعظ من از این زاهد افتاده می ترسم

بگو با پهلوانانی که در چزابه ها خفتند

من از رنج عمیق و درد این کباده می ترسم

صداقت مرده در آیین مفتی های داعش خو!

من از تزویرها در پشت این لباده می ترسم

چرا  ساغر پر است این روزها از درد تنهایی؟

من از دلخستگی هایش و رنج باده می ترسم

چه بد آهنگ و بد سیرت شده این شیخ برصیصا

من از سازی که در این روزها سرداده می ترسم

هلا شیخِ شهیدِ سهروردم! مردِ عشق آیین!

من از شمشیرهای خفته در این جاده می ترسم!

                                   بیست و نهم تیر نود و چهار

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان