غربت شعر

۱۲ آبان ۱۳۹۴ | ۸۰۱ | ۰

این مطلب در تاریخ ﺳﻪشنبه, ۱۲ آبان,۱۳۹۴ در وبلاگ نغمه مستشارنظامی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

به آستان تو پر می کشم به دعوت شعر

قلم به یاد تو گل می دهد به حضرت شعر

 

صدای پای کسی می رسد هوا ابریست

تو و حکایت باران من و حکایت شعر

 

من و حکایت چشمی که می شود مهمان

شبی به چای تغزل شبی به شربت شعر

 

شبی به شربت شعر از تو می نویسم و بعد

ستاره می شمرم سالها به حسرت شعر

 

اگر قلم به جز از تو نوشته باشد هم

امان نمی دهدش لحظه ای شکایت شعر

 

شکایت از تو ندارم که دیر می آیی

شکایت من ازین مردم است و غربت شعر

 

کجاست آنکه دلم را به نام می خواند؟

کجاست آنکه به او می رسد اشارت شعر:

 

زمان آمدن آن بهار نزدیک است

دوازده غزل از تو گذشته ساعت شعر!

 

نغمه مستشارنظامی

 

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: ۵ با ۱ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.