توبه...

۰۱ خرداد ۱۳۹۱ | ۳۳۱ | ۰

این مطلب در تاریخ دوشنبه, ۰۱ خرداد,۱۳۹۱ در وبلاگ هادی جانفدا ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

 توبه.....

 

باید کسی شبیه تو عمرم را ‌در جاده ی قدیم بیندازد

هرجایی ی بدون توقف را در راه مستقیم بیندازد

معطل گذاشتی سفر ما را از ما نخواستی نظر ما را

عشقت کشیده عشق سر ما را روزی که با تو ایم بیندازد

از دست این زمانه که مجروحم مرداب بی تفاوت اندوهم

پلکی بزن که چشم تو در روحم موج امید و بیم بیندازد

گفتی مریض بی سروسامانی از دست دردها که تو میدانی

باید که رختخواب پریشانی در خانه حکیم بیندازد

جنگل چه سقف تیره و سختی داشت او که عقاب ماند چه بختی داشت

شاید اگر کویر درختی داشت در پای یاکریم بیندازد

شوقت کجاست تا بت انسان را تندیس های کهنه دوران را

ما کوه های خسته ی بی جان را حتی به یک نسیم بیندازد...

 

 

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.