10 آذر 1396 | 227 | 0

این مطلب در تاریخ جمعه, 10 آذر,1396 در وبلاگ فاطمه نانی زاد ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

در کوچه می وزند به شوقش نسیم ها

گل می کنند در نفس او شمیم ها

 

در دستهاش یاس  و انار و کبوتر است

وقتی که می رسند کنارش یتیم ها

 

بر شانه آسمان اجابت نشانده است

پر می زنند دور و برش "یاکریم "ها

 

غلطانده است آن شتر سرخ را به خون

تا بیش از این شکسته نگردد حریم ها

 

از کوچه ها و خاطره هایش گریز نیست

خونین دل است خاطر او از قدیم ها

 

شیرین تر از عسل به لب قاسمش رسید

وقتی که کشته شد به بلای عظیم! . . .ها!

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

نویسندگان