تقدیم به مولایم علی(ع)

۱۰ آذر ۱۳۹۶ | ۳۹۹ | ۰

این مطلب در تاریخ جمعه, ۱۰ آذر,۱۳۹۶ در وبلاگ احمد حسین پور علوی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

لا تهای قبیله میرفتند به هبل احترام بگذارند

 

باز با جسم و جان آلوده پا به بیت الحرام بگذارند

 

شهر از روشنی گریزان بود ، یکه تاز قبیله شیطان بود

 

وخلایق فقط در این اوهام ، که برای که دام بگذارند

 

همه ی دختران زنده به گور ، خواب انگور و نور میدیدند

 

تا دوباره بتان باده پرست ، جام بالای جام بگذارند

 

ناگهان عطر ربنا پیچید ، با صدایی که در حرا پیچید

 

جبرییل آمد و مقرر شد همه سنگ تمام بگذارند

 

راه او سخت بود و آسان شد ، مرد ده ساله ای مسلمان شد

 

وپس از نام او خدا فرمود که علیه سلام بگذارند

 

شهر با مردم نظر تنگش ، دست در دست یکدگر دادند

 

که از آیینه دست بردارند ، شهر را بی امام بگذارند

 

مصلحت در سکوت بود و سکوت ، و خدا خواست تا در آن برهوت

 

تم موسیقی غریبش را سالها بی کلام بگذارند

 

دست هاشان به آسمان نرسید ، راه حلی به ذهنشان نرسید

 

به جز از اینکه ابن ملجم را سر راه قطام بگذارند

 

بعد از آن با حسن غریبه شدند ، وسپس از حسین دل کندند

 

کاروانی شکسته در راه است ، آه اگر اهل شام بگذارند

 

دفتر شعر من که آیینی ست ، حاصل داغ های سنگینی ست

 

تا چه مقبولشان بیوفتد یا   دست روی کدام بگذارند

 

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.