
سلام یاران همیشه مهربان.
ایام به کام.
امروز، نهم خردادماه 1397، هشتمین سالروز تولد سهگانی است.
تصمیم دوستان سهگانیپرداز که همچنان در فضای مجازی به فعالیت پرشور مشغولند، بر این شد که امسال جشننامه نداشته باشیم و در عوض، به انتشار دورةی دوم کتابهای سهگانی برسیم که انشاءالله طی ماههای آینده منتشر خواهند شد.
با این حال، در همین یکی دو روز دهها شعر برای سهگانی سروده شد که جهت خالی نبودن عریضه، از آن میان غزل زیبا و ملیح استاد سید حسن سعیدزاده (صهبای بیدگلی) به نمایندگی تقدیم حضورتان میشود:
غزلی برای سهگانی
من سالهاست عاشق روی سهگانیام
امسال هم مسافر کوی سهگانیام
با آن که سالهاست سهگانی سرودهام
در ابتدای سین سبوی سهگانیام
این رودخانه گرچه به دریا رسیده است
اما هنوز ماهی جوی سهگانیام
گلهای باغ، بوی سهگانی گرفتهاند
بیخود که نیست نشئهی بوی سهگانیام
اهل و عیال و ایل و تبارم تمامقد
عادت نمودهاند به خوی سهگانیام
باید که شعر، داشته باشد زبان طنز
در بیت بعد، طنزبگوی سهگانیام
ای شعر هشتساله به بابای خود بگو
باور کند مرا که عموی سهگانیام
هرچند با زبان غزل حرف میزنم
اما همیشه روی به سوی سهگانیام
گفتم: غزل! برای سهگانی غزل بگو!
گفتا چگونه؟ من که هووی سهگانیام
«دستی به جام باده و دستی به زلف یار»
از هر دو دست، بسته به موی سهگانیام
از هفتسین سفرهی ذوقم هنوز هم
تنها رفیق با سمنوی سهگانیام
شیرین دهان به گفتن حلوا نمیشود
شیرین دهان ز طعم هلوی سهگانیام
تعریف نیست؛ خرده نگیرید! دوستان!
باور کنید! برکهی قوی سهگانیام
اینجا دوباره قافیه تکرار میشود
فولاد آبدیدهی جوی سهگانیام
دور لب پیالهی «صهبا» نوشته است:
من تشنهکام چال گلوی سهگانیام
حالا زمان کوبش مصراع آخر است
چوگان به دست باش که گوی سهگانیام
سید حسن سعیدزاده (صهبای بیدگلی)
