مُفتقرا متاب رو، از درِ او به هیچ سو
زان که مس وجود را فضّه ی او طلا کند
#آیت_الله_کمپانی
.
.
وقتی ناخواسته درد دلهای زائران حرم بانوی مهربان شهرت را میشنوی...
بانوی من چه میشود درد مرا دوا کنی
دامن آبی مرا وقف پرنده ها کنی
ای گل شاپسند من کاش که با نگاه خود
بوته ی خشک خار را قابل اعتنا کنی
دفعه ی پیش آمدم رفتم و مشهدی شدم
آمدم این دفعه مرا راهی کربلا کنی
بانوی مهربان من کاش که با اشاره ای
این مس رو سیاه را نقره کنی طلا کنی
هر چه که کار میکند خرج قمار میکند
مرد قمارخانه را کاش که با خدا کنی
دور و بر مرا پر از قرمزِ کودکانه کن
سبز شود دامن من بی بی اگر دعا کنی
#اعظم_سعادتمند
@azamsaadatmand