این مطلب در تاریخ یکشنبه, ۱۲ آبان,۱۳۹۲ در وبلاگ اسدالله اسحاقی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.
جاروی برقی
افتاده از کار
خوابیده الآن
پهلوی دیوار
او خورد امروز
یک دانه جوراب
بردم برایش
یک استکان آب
مامان من زود
آمد کنــــارش
گفت آی بچه
کردی چه کارش
جراحی اش کرد
مانند دکتر
جوراب من بود
در کیسهی پر
نظرات