« پوکه‌ی لبخند »

۱۷ شهریور ۱۳۹۲ | ۴۴۱ | ۰

این مطلب در تاریخ یکشنبه, ۱۷ شهریور,۱۳۹۲ در وبلاگ فائزه دارابی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

گلوله‌ها را بسیج کردم

      عادی رفتار کنند

وقتی مهر سجاد‌ه‌ام

افتاد پای دست‌هات

و قطع‌نامه را

امضا کردند دکترها

حتا موشک‌ها طی‌الأرض کردند

              تا سنگرت

وقتی چشم‌هات

ترخیص شد از بیمارستان

و استخوانت

گیر کرد در گلوی زمین.

تانک‌ها ماکت مرگ‌اند

پوکه‌ی لبخند را

قاب می‌کنم گوشه‌ی عکست

دیوانه‌ام می‌کند این تشییع گمنام‌ها

جزیره‌ی مجنون است این خانه بدون تو...

کاش کسی بگوید :

« یکی از همین برادر ها

پسر توست...! »

 فائزه دارابی

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.