« تکرار »

۱۵ مرداد ۱۳۹۲ | ۵۷۹ | ۰

این مطلب در تاریخ ﺳﻪشنبه, ۱۵ مرداد,۱۳۹۲ در وبلاگ فائزه دارابی ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

از دور می‌آمد و شیطان هم هوایش را...

شاید که یادش رفت یک لحظه خدایش را

افتاد پائین از فلک ، آدم نشد آدم

او سیب چید ، امّا خدا از ما سزایش را...

از نوح می‌پرسم : کجا ؟! امّا نمی‌داند !

گم کرده شاید باز هم او ناخدایش را

با هم به دریا می‌زنیم و بعد می‌بینیم

از دور می‌آید ندا : موسا عصایش را...!

ما سجده میکردیم بر شیطان و با اکراه

او می‌کشید این‌بار - بر آدم - عبایش را

گفتید آقا : مال دنیا ، مال این دنیاست

قارون به زیر خاک برد امّا طلایش را !

ما زائران کافری بودیم آقا جان

بودیم ، امّا در نیاوردی صدایش را

من خوب می‌فهمم که دنیا غرق تکرارست

وقتی سلیمان از گلیمش داشت پایش را...

 

پ.ن : دلم تنگ شده برای شعرهام...مدّت‌هاست نمی‌آیند...

دانلود این غزل با صدای محسن شماعی: اینجا

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.