همین که هستی خوبم...

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ | ۵۹۳ | ۰

این مطلب در تاریخ چهارشنبه, ۳۱ اردیبهشت,۱۳۹۳ در وبلاگ مریم پیله ور ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

 

 

خسته ام ... از راهروهای پیچ در پیچ، از اتاق ِ مثلأ ایزوله، از خدماتی ها  از پرستارهایی که نمی فهمیدند اتاق ایزوله ی بیمار مغزی یعنی خاموشی، یعنی سکوت محض!

از پرستارها و انترن هایی که بازی با گوشی های اندرویدشان را ترجیح میدادند به نجات جان یک بیمار.

خسته ام ... از سردردهای مدام، از مشت هایی که به دیوار میکوبیدی، ازمرفین ها، از مسکن های بی تأثیر، از دکترهایی که خط ِ هم را خوب نمی خواندند؛ از سی تی اسکن های اشتباهی، از تکرار درد، از امیدی که دیر می آمد و زود می رفت،از جواب های سربالا، از هوای خفه ی بیمارستان، از راهرویی که بوی زندگی نمیداد، از صدای شیونی که هر لحظه از جایی به گوش می رسید و دل آدم را می برد ، ...

.

.

.

از آمبولانس، از پایتخت، از غربت، از ICU،از تب ِ ناگهانی، از آنژیو، از سالن انتظار،از خانواده هایی که آنژیوی بیمارشان به کما می کشید و دلمان می سوخت، می رفت  ...

.

.

.

چقد سخت بود، چه روزای  دردناکی ...

چه حس غریبی داشت، اینکه  تموم کسایی که برای دلداری ما میومدن، تموم کسایی که برای دیدنت پشت در اتاق صف می کشیدن، تموم کسایی که اولش میگفتن؛ چیزی نیست زیادی بزرگش کردین، اما بعد ِ دیدنت تو اون حال و روز، اشک میریختن و راه ِ برگشتن و گم میکردن و ...

چقد جواب شدنت سخت بود بابا ، چقد دیدن دردکشیدنت عذاب آور بود، عذاب آورتر از اونروزی که قلبت برای چندثانیه ...

*

اما چه حس عزیزی داریم اینروزا، مث اینه که خدا بشینه زل بزنه تو چشات و بگه نترس  هوات و دارم، مث اینه که خدا به نرمی دست نوازشش و رو سر آدم بکشه، هنوز دلمون می لرزه، هنوز نگرانتیم،هنوز خیلی مونده تا خودِ خودِ خودت بشی اما شُکــــــــــــــــــــــــــــــر

خدا رو به برکت رجب الموجب عزیزش شکر، به برکت دعای معراج دوست داشتنی ، به برکت سلام ها  و صلوات ها، به برکت معصومین اش، به برکت شهدای کربلا،  به برکت همه ی دست های دعایی که تو این معجزه ی الهی شریک بودن، به اون عده از پرستارها و دکترایی که هنوز حس مسئولیت سرشون میشه ، به برکت عطرحضورت که هنوز تو این خونه هست...

 حالا دیگه انگار هرروز تولد دوقلوهاته، هر روزی که آروم تری، هر روزی که راحت تر نفس می کشی، حتی اگه روزی چندین نوبت دارو داشته باشی، حتی  اگه هرشب تا صبح پای تخت ات بیدار بشینیم

                  

                      ...ما بهترین هدیه مون و از خودِ خــــدا گرفتیم...

 

*

من سلامتی ِ اینروزای بابام و بیشتر از هرکس وهرچیزی مدیون دعاهای دوستانی ام که شاید خیلی هاشون و هیچوقت ندیدم و نمی شناسم ،

ممنونم ازتک تک دوستای عزیزی که تو بدترین لحظه های عمرم تنهام نذاشتن، ممنونم از برادرای خوب، و خواهرای گلم که هر یه  پیام و تماسشون دلگرمی ام بود، علی الخصوص ؛ فروغ همتی و پرنیان دل آرام ِ عزیـــــــــــــز و ساجیدا جبارپور ِ دوست داشتنی ِ همیشه همراهم...

 

 

خسته ام، اما؛

                               همین که هستی خوبم، همین که هستی شُــــــــــــــــــکر ...

 

       

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با ۰ رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.