نثر ادبی - برای میلاد امام حسن مجتبی (ع)

21 تیر 1393 | 607 | 0

این مطلب در تاریخ شنبه, 21 تیر,1393 در وبلاگ عبدالرحیم سعیدی راد ، منتشر و از طریق فیدخوان به طور خودکار در این صفحه بازنشر شده است.

«سكه كرامت به نام تو زده شد»

صداي شادي گنجشك هاي نيمه ماه رمضان به گوش رسيد؛ گل هاي سرخ به تبسم نشستند و دستي از غيب پرده شب را كنار زد. آنگاه تو زاده شدي.
    ... و تو آمدي از زلال ترين سمت آسمان. از سمت شكوفاترين گل هاي صبر و صلح و سخاوت.
    ... و تو آمدي اي آن كه در ضمير نامت نوشته اند: «كريم اهل بيت».
    تو آمدي تا عطر نفس هاي بهشتي علي(ع) در جان هستي تكثير شود. از بركت آمدنت نخل هاي بي رمق به بار نشستند.
    اي آينه حُسن الهي اي حَسن!
    چقدر لحظه شيريني بود وقتي براي اولين بار پلك هاي نازكت را بالابردي و خود را در آغوش گرم معصوم ترين و مظلوم ترين مادر هستي ديدي.
    اولين باري كه صداي گريه ات در فضاي خانه پيچيد، اشك شوق در گوشه چشمان علي(ع) جمع شد.
    دقيقه شگفتي بود وقتي رسول عشق و مهرباني، قنداقه تو را در بغل گرفت و در گوش تو اذان بندگي تلاوت كرد.
    اي سيد جوانان اهل بهشت!
    تو در خانواده اي بزرگ شدي كه به محبت و عقيده و جهاد معروف است. هر روز بزرگي را از پدر مي آموختي و بالنده مي شدي.
    اي شجاع ترين سردار!
    زبان واژه ها الكن است براي از تو نوشتن. و چه سخت است براي كسي كه در شجاعت و حماسه آفريني سرآمد باشد، اما براي برقراري پرچم شيعه پاي صلح نامه را امضا كند.

صد حيف كه آب ها گل آلود و ماهيان در لاي جلبك ها خزيده بودند. درست مثل لحظه اي كه كلمات از ذهن شاعر مي گريزند؛ ياران يكي يكي تنهايت گذاشتند.
    حالا اي كسي كه سكه كرامت و بزرگي را به نام تو زده اند؛ امروز با زباني روزه، كوچه ها و خيابان هايمان به نامت آذين بسته ايم و از تو مي خواهيم مهرباني ات را از ما دريغ نفرمايي.

***
پینوشت۱:  اولین جشنواره شعر کوتاه :     http://hezarehe.blogfa.com/post-628.aspx

پینوشت ۲: بخشی از یک مصاحبه:   http://www.ibna.ir/vdcb05b5zrhbgzp.uiur.html

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

آرشیو فیدخوان

Skip Navigation Links.

نویسندگان

Skip Navigation Links.