تو گل سرسبد هرچه کریمان هستی
ما همه مور ضعیف و تو سلیمان هستی
به کویر دل ما شبنم لطفی بنشان!
که تو ابر کَرَمی ، نم نم باران هستی
دور از چشم خزان، زنده کنی هر دل را
تو که از طایفه ی سبز بهاران هستی
جرعه ای از خُم آن عشق به ما هم بچشان!
ای که از سلسله ی باده پرستان هستی
مست از جام تولّای تو بودن ،حُسن است
تو که خود منتظرِ آن خطِ پایان هستی
حیدری در جملِ کفر و ، رشادت کردی
موقع صلح ولی برسرپیمان هستی
صلح تو آینه ی جنگ حسین (ع )است آری
بهترین اسوه ی سالارشهیدان هستی
آخر شعر من و باز غم کرب و بلا
هرکجا روضه ی عشق است تو مهمان هستی
بهمن نشاطي