سواد
(به ساحت قرآن)
نه سواد عربي...
نه صناعات و فنون ادبي...
آيه هايش باري
نه "مفسر"، كه "مسافر" ميخواست
درك اين نامه ديرينه فقط
اندكي درد معاصر ميخواست...
روزي
بگرد و رزق حلالت را
ز سنگ هم شده بيرون آر
بگرد و هيچ مگرد
به گِرد اطعمه شبهه ناك باد آورد
كه بر كناري مي يابي
مخور، مخور، ماهي!
فريب روزي قلابي!
صبح
آمدند!
آمدند تا حيات را
باز پر سر و صدا كنند
خيل گنجشكها فراهم اند
تا دوباره قشقرق به پا كنند
روز، اينچنين
مي شود شروع
آي آفتاب!
جا نماني از طلوع!