به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

01 مرداد 1396 | 5155 | 7

تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن
دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر باصدای بلند
به عابران پیاده غزل تعارف کن

وبی بهانه تبسم کن و نگاهت را
شبیه آینه ها عاری از تکلف کن

سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو
وچشم های خودت را پر از تأسف کن


صدای ضبط,اتوبان,هوای بارانی
به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!
بهشت را به همین سادگی تصرف کن


نظرات

سید محمد طه
25 آبان 1397 01:50 ب.ظ
عالییییییییییط

علی رشیدی
18 آبان 1397 11:13 ب.ظ
فوق العاده اشغال و بدرد نخور

حاتم خواجویی
29 شهریور 1393 08:25 ق.ظ
سلام."امیدارم خوب باشین".فوق العاده زیبا....

مجید حیدری
28 شهریور 1393 12:00 ق.ظ
سلام و درود ....بی تعارف ... یه دونه ای! :)

مرتضی یزدان پناه
14 شهریور 1393 12:01 ق.ظ
احسنت
#یا_حضرت_معصومه_(ع)

مستان اشراقی
09 شهریور 1393 06:05 ب.ظ
درود ...

امیر عباس بختیاری
05 شهریور 1393 09:18 ب.ظ
سلام اقای برقعی.
من این شعر شما رو خیلی دوست دارم.
مثل همیشه شعر هاتون پر برکت باشد...

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: