بهشت روي زمين خانه ي گلين تو بود

شاعر: محمدجواد غفور زاده

10 اسفند 1393 | 2693 | 0


مدينه با تو به ماهي دگر نياز نداشت
به روشنايي صبح و سحر نياز نداشت

تو زهره ي فلکي! رشک ماه و پرويني!
که با تو چرخ به شمس و قمر نياز نداشت

مسافري که نگاه تو بود بدرقه اش
خداي را به دعاي سفر نياز نداشت

دعاي نيمه شبت سير آسمان مي کرد
که اين پرستوي عاشق به پر نياز نداشت

بهشت روي زمين خانه ي گلين تو بود
که ناز فضّه خريد و به زر نياز نداشت

حکايت دل تنگ تو را توان پرسيد
ز لاله اي که به خون جگر نياز نداشت

وجود پاک تو مي سوخت از  شراره ي غم
دگر به شعله ي قهر و شرر نياز نداشت

گريستن ز تو آموخت ابر پاييزي
دگر به خواهش از چشم تر نياز نداشت

براي سبز شدن گلبُن محبت و عشق
به اشک زمزم از اين بيشتر نياز نداشت

ميان چشمه ي اشک تو عکس زينب بود
اگر شب تو به قرص قمر نياز نداشت

سپهر سينه ات از غم ستاره باران بود
به يادگاري گل ميخ در نياز نداشت

حرير دست تو مجروح بود از دستاس
به تازيانه ي بيدادگر نياز نداشت

 

محمدجواد غفور زاده

  • متولد:
  • محل تولد:


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.