دفتر مجازی شعر

 

خواهش

شاعر: اکبر اکسیر

28 مهر 1393 | 624 | 0

شیر مادر بوی ادکلن می داد
دست پدر،بوی عرق
(گفتم بچه ام نمی فهمم)
نان، بوی نفت می داد
زندگی،بوی گند
(گفتم جوانم نمی فهمم)
حالا که باز نشسته شده ام
هر چیز، بوی هر چیزی می دهد، بدهد
فقط پارک، بوی گورستان
و شانه ی تخم مرغ، بوی کتاب ندهد

اکبر اکسیر

  • متولد:
  • محل تولد: آبروان محله شهرستان مرزی آستارا


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.