دفتر مجازی شعر

 

کوزه ای بودم که گفتم با دهان باز: نه

شاعر: محمد مهدی خانمحمدی

27 فروردین 1394 | 1250 | 0

بسته ام چشم امیدم را به سویت باز؟ نه
رازها در سینه دارم، جرأت ابراز نه

من به سختی ها گرفتارم تو از سختی رها
با قفس پرواز کردم، از قفس پرواز نه

بازی این روز و شب یکسان برای ما نبود
شاه در شطرنج می ماند ولی سرباز نه

برتنم چاقو هزاران یادگاری کنده است
چشم آزارم میان باغ، چشم انداز نه

دست بر پهلو گرفتم تا به دنیا آمدم
کوزه ای بودم که گفتم با دهان باز: نه

درد مادرزادی ام را هیچ کس درمان نکرد
گریه نه ، لبخند نه ، فریاد نه  ،آواز نه

 

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.