اين چندمين بار است حاجي مکه بودي؟!

شاعر: زهرا بشری موحد

13 اردیبهشت 1394 | 7639 | 12

 

رفته است بالا نرخ شاخص تا حدودي
طي کرده حاجي چه فرازي! چه فرودي!

بنزين بي سُرب است سهم باکش اما
از شيشه ي ماشين او ، دنياست دودي

حاجي! قبولِ حق! جزاک الله خيرا!
خيلي گره از کار اين مردم گشودي

در رفته از دستم حسابش خوش به حالت!
اين چندمين بار است حاجي مکه بودي؟!

ما ريزه خوار سفره ي شاه ِ خراسان
تو ميهمان ويژه ي شاه ِ سعودي

حاجي تو که عمري است در حال طوافي
تحريم را هم دور خواهي زد به زودي!

زهرا بشری موحد

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.07 با 15 رای


نظرات

موسی عباسی مقدم
06 خرداد 1394 09:18 ق.ظ
سلام دعواهای جالبی بود لذت بردم

سیده فاطمه شیخ الاسلام
21 اردیبهشت 1394 07:47 ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید

این جانب هیچ نظری ندارم. داشتم ازینجا رد می شدم دیدم شولوغه گفتم شاید نذری میدن.
مارو که تو جمع آیات راه نمیدن. ما هم اعتصاب کردیم دیگه نه دعوا راه میندازیم نه تو دعواها شرکت می کنیم.

فلذا سپاس

خیالِ کج
21 اردیبهشت 1394 04:43 ب.ظ
سلام و صد سلام جون من خودتی حاج رضا؟ یا غیر شاعری با پروفایل شما مینویسه؟

چه فاجعه ای برادر؟ اصلا کار شعر همینه که از واژه ها استفاده مجازی و استعاری بکنه

اگه معانی واژه ها مقدس باشن که اصلا ادبیات یعنی کشک!

فاجعه در اون آدم اتفاق افتاده اون آدما هستن که واژه رو به گند کشیدن

در شعر حافظ هم پر از همین استفاده هاست امام شهر و فقیه و.. که دی مست بود و فتوا داد

یا صوفی شهر که لقمه شبهه میخورد (با توجه به اینکه واژه مثبتی بوده)

یا می خور که شیخ و حافظ و مفتی و حتسب


اصلا ادبیات با تقدس معنایی واژه ها بی معناس آدم ها باید پاسدار معانی واژه ها و اسما باشن


مگر اینکه آقای امیری اسفندقه والاتر از حافظ باشن!


خیلی مخلصیم

یکی بیاد ما رو جدا کنه!!!!!!!!!!!!

رضا حاج حسینی
21 اردیبهشت 1394 10:51 ق.ظ
سلام خیال جان.

من برداشت نکردم منظور ایشون از حاجی، روحانی بوده؟!!؟ مثالی که آوردم به خاطر وجه تشابهش بود...

کل حرفم اینه به قول آقای امیری اسفندقه، شاعر اجازه نداره تقدس یک واژه رو کمرنگ کنه یا از بین ببره.
اتفاقا اگه "حاجی" شده یه نماد یه آدم ریا کار، فاجعه ی ادبیاتی رخ داده.
حاجی در واژه یعنی "کسی که به حج (زیارت خانه خدااا) رفته" حالا ما بیایم توی ادبیات این واژه ی مقدس رو بکنیم نماد یک واژه منفی؟!!!!!
به نظرم بر فرض اینکه چنین نمادی وجود داره، وظیفه ی شاعر اینه که اینقدر شعر بر تقدس حاجی بگه که این واژه رو به معنای واقعیش برگردونه.
صیانت از حقوق واژه ها یکی از مهم ترین مسئولیت های شاعره... اینو جدی عرض کردم.

و بنده حقیر با این که شاعر مختاره از زاویه دید خودش نقد کنه، موافق نیستم. شاعر باید زبان حق باشه، باید زبان دین باشه، باید زبان دغدغه های انسانی اسلامی باشه... و ناقد هم باید از همین زاویه نقد کنه.
اینکه به خانم بشری موحد عرض کردم از شما بعیده، چون من اشعار ایشون رو دنبال میکنم. سطح زبانی و مضمونی اشعار ایشون واقعا بالاست و شخصا از خوانش اشعارشون لذت میبرم. حس کردم سطح این شعر پایین تره...

خیالِ کج
21 اردیبهشت 1394 05:30 ق.ظ
سلام به دوستان بنده هم از طرفداران پروپا قرص (تا حالا به این پروپا قرص دقت کردین؟ ینی چی واقعا؟!) دعوا هستم و به تاسی از حضرت ادمین اظهار امیدواری میکنم که استمرار یابد

اقای حاج حسینی عزیز
فرمودید اون حرفا از توی شعر در نمیاد خب حرفای شما هم از توش در نمیاد

اولا به نظر حقیر هم حاجی نماد است و عناصر سازنده اش هم بیان شده و وهن حج نیست
نقد رفتار بعضی از آدم هاست
بنده برداشت نکردم که منظور روحانی است حاجی در ادبیات نماد آدم ظاهرالصلاح و ریاکار است
ثانیا اغراق از تکنیک های طنز است

اتفاقا در بیتی که اسم مکه آمده شاعر با زیبایی و رندی کنایه زده و گفته : خوش بحالت بار چندمه مکه رفتی؟
و نگفته مثلا این چندمین بار است خونم را مکیدی!؟

البته بنده هم بیت ماقبل آخر که زیارت شاه خراسان را در مقابل مهمانی شاه سعودی آورده با شما موافقم

در نهایت شاعر مختار هست که از زاویه دید خودش نقد کنه و "از شما بعیده" از شما بعیده (سایت هم که مشکل شکلک خنده داره)

در پایان باز هم امیدوارم دعوا ادامه داشته باشه و به کل قسمتهای سایت سرایت کنه

رضا حاج حسینی
16 اردیبهشت 1394 12:31 ب.ظ
سلام آقای بیاتانی گل. دلتنگتم اخوی...

حرفاتون کاملا درسته، ولی ربطی به این شعر نداره عزیز.
من مخاطب معمولی که فرضا خود خانم بشری رو نمیشناسم، برداشتم از این شعر چیزای زیره نه حرفای شما و توضیحات خود خانم بشری:

این شعر داره حرف آقای دانشمند و اون مردمی رو میزنه که میگن چه معنی داره هی پشت سر هم میرید مکه؟ حج واجب یه بار، بقیه شو خرج مردم فقیر کنید، برا ازدواج جوونا خرج کنید و ... که این به تصریح روایات مذکور، مردوده.

این شعر داره حرف اونایی رو میزنه که میگن مردم با حج رفتنشون دارن جیب این عرب های سعودی رو پر میکنن که بعدا با این پول بیاد به یمن و لبنان و ... حمله کنه.
که این هم به خاطر دلایل مختلف مردوده.

اگه از حاجی به عنوان تعریض استفاده میشده و میشه، باید بگم چه تعریض نابجایی...
و اومدنش در ادبیات سلف، دلیل بر صحتش نیست، اگرچه تعرض حاجی در مثالی که زدید، تعریض خوبی بود و هیچ گونه برداشت منفی ازش نمیشه بشه.

استاد سید مهدی حسینی بارها و بارها گفته، شعری که میخواید بگید، ولو در وصف اهل بیت، باید فرض کنید این شعر دست آدم های مختلف با طرز تفکرهای مختلف میفته، نباید شعر طوری باشه که بشه ازش سوء استفاده کرد.
اگه میخواید ببینید از این شعر سوءاستفاده میشه یا نه، فقط کافیه در چند تا گروه واتساپ بفرستید، ببینید چقدر زوووود نشر پیدا میکنه و چه جبهه هایی پشتش گرفته میشه.

رضا حاج حسینی
16 اردیبهشت 1394 12:00 ب.ظ
سلام آقای بیاتانی گل. دلتنگتم اخوی...

حرفاتون کاملا درسته، ولی ربطی به این شعر نداره عزیز.
من مخاطب معمولی که فرضا خود خانم بشری رو نمیشناسم، برداشتم از این شعر چیزای زیره نه حرفای شما و توضیحات خود خانم بشری:

این شعر داره حرف آقای دانشمند و اون مردمی رو میزنه که میگن چه معنی داره هی پشت سر هم میرید مکه؟ حج واجب یه بار، بقیه شو خرج مردم فقیر کنید، برا ازدواج جوونا خرج کنید و ... که این به تصریح روایات مذکور، مردوده.

این شعر داره حرف اونایی رو میزنه که میگن مردم با حج رفتنشون دارن جیب این عرب های سعودی رو پر میکنن که بعدا با این پول بیاد به یمن و لبنان و ... حمله کنه.
که این هم به خاطر دلایل مختلف مردوده.

اگه از حاجی به عنوان تعریض استفاده میشده و میشه، باید بگم چه تعریض نابجایی...
و اومدنش در ادبیات سلف، دلیل بر صحتش نیست، اگرچه تعرض حاجی در مثالی که زدید، تعریض خوبی بود و هیچ گونه برداشت منفی ازش نمیشه بشه.

استاد سید مهدی حسینی بارها و بارها گفته، شعری که میخواید بگید، ولو در وصف اهل بیت، باید فرض کنید این شعر دست آدم های مختلف با طرز تفکرهای مختلف میفته، نباید شعر طوری باشه که بشه ازش سوء استفاده کرد.
اگه میخواید ببینید از این شعر سوءاستفاده میشه یا نه، فقط کافیه در چند تا گروه واتساپ بفرستید، ببینید چقدر زوووود نشر پیدا میکنه و چه جبهه هایی پشتش گرفته میشه.

حسن بیاتانی
16 اردیبهشت 1394 11:39 ق.ظ
با سلام به دوستان
اولا بسی خرسندم که بعد از مدت ها دوباره اینجا دعوا به راه افتاد و امیدوارم این حرکت مقدس استمرار پیدا کنه :)
دوم این که به کار بردن کلمه ی حاجی با تعریض و کنایه در سنت ادبی ما سابقه داره و هیچ وقت هم به معنای کوبیدن اصل حج نبوده مثل حاجی احرام دگربند ببین یار کجاست که به هر حال نمیشه منکر لحن کنایی این شعر شد....
در زمان ما چون حکومت دینی برقرار هست ظرفیت سوء استفاده از مقدسات و شرعیات هم بالاتر رفته و اتفاقا هنرمندان مسؤولیت بیشتری در قبال آسیب ها و مفاسد اینچنینی دارند... توی این شعر هم از حاجی به عنوان یک نماد استفاده شده که فکر می کنم واقعا هم نماد هست و اغراقی صورت نگرفته...نماد ویژه خواری، نماد کسانی که برای واجبات فردی مثل حج بر واجبات اجتماعی مثل جهاد اولویت قائلند و حتی به دومی هیچ اعتقادی ندارند، کسانی که ظواهر شرعی رو نردبان رسیدن به مقاصد مادی خودشون قرار می دن و کسانی که به خاطر ظاهر متشرعشون به پست های بالای اداری دسترسی پیدا می کنن . پست هایی که لیاقت و تخصصشو ندارن و...
من فکر میکنم حاجی نماد خوب و گویایی برای همه ی این موارد باشه و در ذهن کسانی که شعرو می خونن بدون این که شاعر مرزبندی صریحی کرده باشه یک مرزبندی ذهنی بین کسانی که از روی اعتقاد و عشق و البته استطاعت به حج می رن با این گروه ویژه خوار وجود داشته باشه...
ضمن اینکه با رنگ و بوی سیاسی دو بیت پایانی، شاعر بین حاجی خیالی مورد نظرش با حاجی های دیگه مرزبندی ایجاد کرده...
این بود انشای من

رضا حاج حسینی
16 اردیبهشت 1394 11:16 ق.ظ
سلام مجدد.
ممنون از اینکه به نقدها اهمیت دادید و پاسخ دادید. اگرچه انتظار می رفت با سعه صدر بیشتری به نقد شعرتون پاسخ بدید. من طلبه ام و شما هم طلبه و بحث هم طلبگی، فکر نمیکنم دلیلی برای دلخوری وجود داشته باشه.

1. چشم. بنده سعی میکنم شما رو با شعرتون نقد کنم نه با خودتون و نیتتون. هر قدر سعی کردم اینکه حاجی نباید با پول بیت المال یا ربا و ... بره حج، رو از توی شعر در بیارم، نتونستم.

2. حالا من یه بیت شعر بداهه میگم که از حیث مضمون مثل شعر شماست. بعدش چند تا سوال ازتون دارم:
اهل ریا و خدعه و کبر و غروری
آخوند! تو فرسنگ ها از نور دوری

اول. میتونم بگم منظورم از این شعر اون آخونداییه که فلان و بهمانند، نه همه ی آخوندا؟!!!
دوم. چه کسایی از خوندن این شعر خوشحال میشن و استفاده میکنند؟!! مومنین یا دشمن؟!!! (مخصوصا در این برهه که دشمن داره با انواع ابزارش، در قالب جوک و مقاله و سخنرانی و کلیپ و ... بر علیه این حرکت عظیم و مهم کار میکنه)
سوم. این آخوندای فلان و بهمان، چند درصد جامعه ی روحانیت رو تشکیل میدند؟!! آیا درسته به خاطر این چند درصد، ما شعری بگیم که نتیجه ش بدبینی مردم به روحانیته؟!

3. من نه روحانی کاروانم، نه معین، تا الانم متاسفانه توفیق زیارت خانه خدا رو پیدا نکردم، اما روحانیون و معین و معینه های زیادی رو میشناسم. قبول دارم یقینا مثل هر جامعه ای، این جامعه هم لکه های سیاه داره و قاعدتا افرادی در این جامعه هستند که نا بحق وارد شده اند (خانم بشری موحد:البته اگه کلا قضاوت نکنید خیلی بهتره :) ). اما اولا این افراد بسیااار کمند، و روحانیون و معینه های مخلص و دلسوز و وظیفه شناس بسیار بیشترند، و ثانیا الان شیوه سازمان حج به گونه ایه که هر کسی توانمندی و علم و مهارتشو داشته باشه، میتونه پس از گذراندن دوره ها و امتحانات وارد این جامعه بشه.

4. همونایی هم که لباس پیغمبر پوشیدن یا مسئولند، ادعای مذهبی بودن رو دارن یا... از همین مردمند. فتامل

5. شما رو نمیدونم، ولی من این احادیثو تا حالا ندیده و نخونده بودم. خیلی جالب بود برام. پیشنهاد میکنم باز احادیثی که خانم دبیری فرستادند رو بخونید. از این احادیث میشه فهمید صحبت کردن در مورد این مسئله، خیلییییی خطیره و نیاز به ملاحظه جدی داره.


ممنون

زهرا بشری موحد
15 اردیبهشت 1394 05:54 ب.ظ
به نام خدا . سلام و عرض ادب خدمت بزرگوارن و تشکر از نگاه دقیق تون .

1- خیلی از طلبه ها و روحانیون هستند که شاید خیلی علم و مهارت و کارایی شون از معینه ها و روحانی کاروان های حال حاضر بیشتر باشه ولی آقای حسینی چون پارتی ندارن ، صد سال دیگه هم نمی تونن از این طریق برن حج . خودم می شناسم معینه هایی رو توی همین جامعه الزهرا (س) که هزار تا زیر آب می زنن تا سال دیگه هم برن و کسی جاشون نره ! نذارید این پرونده رو باز کنم !

2- من همه حاجی ها رو تخریب نکردم ! حاجی هایی رو مورد انتقاد قرار دادم که با پول شبهه دار میرن حج. کی گفته با پول ربا ، میشه رفت حج ؟ کدوم یکی از این احادیثی که شما گذاشتین خانم دبیری ! اجازه داده مسلمان با پول بیت المال بره حج ؟ من حاجی هایی رو نقد کردم که وقتی میخان برن و قبل از حج خمس سال شون رو میدن ، فقط خمس مالشون چند ملیارده وتازه کلی هم افتخار می کنن با مال پاک و مخمس دارن میرن حج ! ( این شخصیت کاملا حقیقیه و خودم می شناسمش !)

3-مردم اگه اسراف نکنن ، مردم اگه خمس و زکات شون رو بدن ، مردم اگه از کیش و قشم و آنتالیاشون بزنن ، مردم اگه تجملاتشون رو کمتر کنن خیلی از مشکلات برطرف میشه درست ! حق ! احسنت ! ولی اونا مردمن . نه کسی که لباس پیغمبر پوشیده یا ادعای مذهبی بودن داره . یا حداقل ظاهرش دینیه . مردم رو کی اینجوری کرد ؟! بانک ها رو کی ربوی کرد ؟! همونایی که خودشون صف اول نماز جماعتن و مکه وزیارت شون ترک نمیشه و بچه ها و نوه هاشون با پورشه هاشون توی خیابونا جولان میدن و تا تصادف نکنن و نمیرن صداش درنمیاد !

4-خیلی حرف دارم ولی همینقدر کافیه چون اصلش رو هم توی شعرم زدم و به نظرم شاعر باید حرفش رو توی شعرش بزنه . وگرنه سخنرانی کردن و حدیث گذاشتن و منبر رفتنو منم بلدم .

5- از سایت آیات غمزه ممنونم ولی واقعا اصراری ندارم شعرهای من اینجا قرار بگیره ، یه وبلاگ نقلی دارم هروقت شعر بگم میذارم اونجا . در ضمن لطفا منو با شعرم قضاوت کنید نه خودم . البته اگه کلا قضاوت نکنید خیلی بهتره :) یا علی

فاطمه دبیری
15 اردیبهشت 1394 02:51 ب.ظ
سلام و احترام

حرفها داشتم ولی در برابر دریایی از روایات سکوت می کنم و فقط به نقل قطره ای از این دریای وسیع بسنده می کنم:

...

امام صادق ع فرمودند: «یک روز حضرت رسول(ص) با یک عرب بیابانی صحبت می کردند. آن عرب گفت:̓ من حجم حاضر بود اما به علتی مشروع به حج نرفتم، حالا بفرمایید چه کاری کنم که جای آن را بگیرد؟͑ حضرت رسول به طرف او خیره شدند و فرمودند: ̓ نرفتی؟!͑ گفت:̓ نه͑
فرمودند: ̓ نگاه کن به کوه ابوقبیس که چقدر بزرگ است، اگر تمام این کوه را طلای سرخ کنی و به تمام ملت انفاق کنی و هر چه می توانی به یتیمها و فقرا و ... برسانی؛ نمی توانی به پای یک حاجی برسی. حاجی وقتی لباس اِحرام میدوزد ملائکه شروع به نوشتن می کنند و می گویند: ̓ ده گناه و بلایش را از او بگردان زیرا که او مهمان خداست و ده درجه هم برای او بنویس؛ وقتی از هر مَرکبی بالا می رود. ͑ پایش را در کفش نمی کند و جایی نمی گذارد مگر آنکه ده حسنه برای او می نویسند و ده سیئه از او می بَرند و ده درجه برای او قرار می دهند. سه نفرند که با همه ی مردم طواف می کنند. 1)امام زمان. 2) ملائکه. 3)آن کسی که از طواف منعش کردند(امام حسین ع)
وقتی از صفا و مروه و از عرفات و رمی جمرات خارج می شود از ذنوبش خارج می شود.͑
رسول خدا پشت هم فضائل حج را می شمرد و قدری استراحت می کردند و سپس صحبت از فضائل را از سر می گرفتند. و سپس فرمودند: ̓ ای اعرابی تو چه کاری می خواهی بکنی که جای آن حج را بگیرد؟! ͑
امام جعفر صادق(ع) در پایان نقل این روایت فرمودند:̓ تا 4 ماه کرام الکاتبین دفتر این حاجی را بسته اند و اجازه ندادند چیزی بنویسند. فقط ملائکه ها رحمت می نویسند. مگر آنکه گناه کبیره کند و گرنه صغیره را نمی نویسند.͑ »
...
عبدالرحمن بن ابى عبدالله : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : برخى از اين قصه پردازان مى گويند كه هرگاه كسى يك بار حج رود ، سپس (به جاى دوباره حجّ كردن) صدقه بدهد وصله رحم انجام دهد ، برايش بهتر است . حضرت فرمود: دروغ گفته اند . اگر مردم چنين كنند ، حج تعطيل مى شود . خداى متعال ، اين خانه را مايه برپايى و استوارى براى مردم قرار داده است .

امام صادق عليه السّلام از من پرسيد : چه چيزى مانع مى شود كه همه ساله به حج بروى؟ گفتم : فدايت شوم ، خانواده (و عيالمندى) . فرمود : اگر بميرى، چه كسى به خانواده ات رسيدگى مى كند؟ به خانواده ات سركه و روغن زيتون بخوران، ولى همه ساله آنان را به حج ببر .

امام صادق عليه السّلام به عيسى بن ابى منصور ، فرمود : اگر بتوانى كه نان و نمك بخورى ولى همه ساله به حج بروى ، چنين كن! .

ابو همام : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم : كسى قرض دارد . چيزى به دستش مى رسد . آيا با آن ، قرضش را بدهد يا به حج برود؟ حضرت فرمود: با بخشى ، قرضش را بدهد و با بخشى ديگر به حج برود . گفتم : تنها به اندازه مخارج حج است . فرمود : يك سال قرضش را بدهد ، يك سال به حج برود . گفتم : اگر اين مال ، از سوى حكومت داده شود ، چه؟ فرمود : برايتان اشكالى ندارد .

پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هركس دنيا و آخرت مى خواهد ، آهنگ زيارت اين خانه كند . هركس از مكّه بازگردد ، در حالى كه تصميم دارد سال آينده هم به حج رود ، عمرش زياد خواهد شد .


پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هركس پيوسته به حج وعمره برود، فقر وتب گريبانگير او نمى شود.

پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : زياد به حج و عمره رفتن ، از تنگدستى جلوگيرى مى كند .

امام صادق عليه السّلام : حج هاى پى در پى و عمره هاى متوالى ، تنگدستى و مرگِ بد را دور مى كند .

ـ امام صادق عليه السّلام : بر شما باد زيارت اين خانه (كعبه) . پس پيوسته حجِ خانه خدا كنيد ، چرا كه با پيوسته حج گزاردن ، گرفتارى هاى دنيا و هراس هاى روز قيامت از شما دفع مى شود .

امام صادق عليه السّلام : هركس دوبار به حج رود ، همواره در خير است ، تا بميرد .

امام صادق عليه السّلام : هركس سه بار حج به جا آورد ، هرگز تنگدستى به او نرسد .

منصور بن حازم : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : ثواب و پاداش كسى كه چهار بار به حج رود ، چيست؟
فرمود : اى منصور! هركس چهار بار حج گزارد ، هرگز فشار قبر به او نرسد .

ابو بكر حضرمى : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : پاداش كسى كه پنج بار به حج رود ، چيست؟
فرمود : كسى كه پنج بار به حج رود ، خداوند هرگز عذابش نمى كند .

امام صادق عليه السّلام : كسى كه ده بار به حج رود ، خداوند هرگز از او حساب نمى كشد .

امام صادق عليه السّلام : هركس بيست بار حج گزارد، دوزخ را نخواهد ديد و دم و بازدم جهنم را نخواهد شنيد.


ـ امام كاظم عليه السّلام : هركس چهل بار حج گزارد، به او گويند: هركس را مى خواهى
شفاعت كن و درى از درهاى بهشت براى او گشوده مى شود و او و كسانى كه شفاعتشان كرده از آن وارد مى شوند.


امام صادق عليه السّلام : هركس پنجاه حج گزارد، خداوند در بهشت جاودان براى او شهرى مى سازد با صد هزار قصر، در هر قصرى يك حورى از حوريان بهشتى و هزار همسر، و از همراهان پيامبر صلّى الله عليه و آله در بهشت قرار مى گيرد.


امام رضا عليه السّلام : هركس بيش از پنجاه بار حج گزارد، همچون كسى است كه پنجاه حج با پيامبر و اوصيا ـ كه درود خدا بر آنان ـ انجام داده است و از كسانى خواهدبود كه خداى متعال هر جمعه او را ديدار مى كند و از كسانى خواهد بود كه وارد بهشت برينى مى شوند كه خداوند، خودش با دست (قدرت) خود آن را آفريده. نه چشمى آن را ديده و نه آفريده اى از آن آگاه شده است. هيچ كس نيست كه زياد حج انجام دهد، جز آن كه خداوند متعال در مقابل هر حجّى براى او شهرى در بهشت مى سازد كه در آن غرفه هاست، در هرغرفه اى يكى از حوريان بهشتى و با هر حورى سيصد كنيز، كه مردم هرگز به كسانى به حسن و زيبايى آنان نگاه نكرده اند.

ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : خداوند مى فرمايد : كسى كه اجلش را به تأخير انداختم و رزقش را وسعت دادم و تندرستى به او بخشيدم ، ولى هرپنج سال يك بار ، به زيارت من نيامد ، او «محروم» است .

امام صادق عليه السّلام : كسى كه پنج سال بر او بگذرد و به زيارت خانه خدا نرود ، در حالى كه توانگراست ، قطعاً شخصى «محروم» است.


امام صادق عليه السّلام : خداوند متعال مى فرمايد : بنده اى كه وسعت رزق و روزى به او دادم ، ولى هرچهار سال يك بار به زيارت من نيامد ، او محروم است .



پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله: كسى كه از مكّه بازگردد ، در حالى كه تصميم به حجِ دوباره ندارد ، يقيناً اجل و عذابش نزديك شده است .
...
ابراهیم بن میمون برای امام صادق(ع) نقل کرده و می‏گوید: در حضور ابوحنیفه نشسته بودم مردی آمد و از او پرسید: کسی که حج واجب را انجام داده، آیا باز هم اگر به حج برود، بهتر است یا آنکه با هزینه حج، بنده‏ای خریده او را در راه خدا آزاد کند؟ ابوحنیفه پاسخ داده بود: آزاد کردن بنده بهتر است! امام صادق(ع) پس از نقل این مطلب فرمودند: به خدا سوگند که ابوحنیفه دروغ گفته و فتوای ناحق داده است، به خدا سوگند که حج خانؤ خدا بهتر است از خریدن و آزاد کردن یک بنده و بندؤ دیگر تا برسد به ده بنده، سپس فرمود وای بر ابوحنیفه، آزاد کردن کدام بنده به طواف کعبه و سعی صفا و مروه و فیض عرفه و سرتراشیدن و رمی جمرات خواهد رسید؟ اگر آنگونه که ابو حنیفه گفته، باشد (و این مطلب شهرت پیدا کند) مردم حج خانؤ خدا را تعطیل خواهند کرد.7
در حدیثی دیگر عمر بن یزید می‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می‏فرمود: «حج از آزاد نمودن ده برده بالاتر است و شمردند تا به هفتاد بنده رسید سپس فرمود یک طواف و دو رکعت نمازش از یک بنده آزاد کردن بالاتر است».
سعید سمّان می‏گوید: من همه ساله به حج مشرف می‏شدم در یک سالی که مردم دچار قحطی و سختی شدند یاران من گفتند: اگر امسال هزینه سفرت را در راه خدا صدقه دهی از حج افضل و برتر است. من به آنها گفتم شما مطمئن هستید؟ گفتند آری، من هم هزینه سفر حج را به مستمندان داده و آن سال در خانه ماندم، لیکن در شب عرفه خوابی دیدم که در نتیجه از کار خود پشیمان شده و با خود گفتم از این پس به سخن کسی گوش فرا نمی‏دهم و حج خانه خدا را ترک نمی‏گویم... سال بعد به حج رفته و در منی خدمت امام صادق(ع) رسیدم و داستان خود را شرح دادم، حضرت پس از بیان مطالبی سه مرتبه فرمود: «واَنّی له مثل الحجّ؟» انسان با کدام طاعت دیگر می‏خواهد به پاداش حج دست یابد؟...

***

الحمدلله الذی بلّغنی بیته الحرام

رضا حاج حسینی
15 اردیبهشت 1394 01:03 ب.ظ
سلام خانم بشری موحد.
بنده عادت ندارم اشعار این بخش رو نقد کنم یا نظر بگذارم، چون این اشعار انتخابی دبیر سایته. ولی از اون لحاظ که نقدم بر میگرده به یه شیوه ی تفکر، نه شاعر خاص، لازم میدونم که اینجا عرض کنم.
متاسفانه یه بحثی که مدتها عنوان میشد، و با وقایع اخیر بیشتر بهش دامن زده میشه، و در عرصه شعر هم ورود جدی داشته، تقبیح و گاهی توهین به حاجی هاست. در این خصوص چند تا نکته عرض میکنم:

1. حاجی هایی که مرتب و مکرر به حج میرند، (غیر از روحانیون کاروان و مدیر و معین و معینه و اعوان و انصاری که شغلشونه و باید بروند) مطمئنا از یک درصد تجاوز نمیکنه. آیا درسته به خاطر این یه درصد، اینم در موقعیتی که دشمن زوم کرده روی این قضیه تا حج رو زشت و بی ارزش نشون بده، ما هم با اینگونه اشعار کمکشون کنیم؟

2. حج یکی از بهترین و پرثواب ترین اعماله. اونقدر اهمیت داره که یه بارش بر هرررر کسی که تواناییش رو داره، واااجبه و دفعات بعدیش مستحبه.
درسته شاید کسی بگه که احتمالا کمک کردن به فقرا ثوابش بیشتره، ولی در هر حال حج رفتن برای بار دوم و سوم مستحبه. چرا ما باید مردم رو از کار مستحب نهی کنیم؟!!!؟

3. حیثیت فردی حج، یکی از شاخصه های وجوب و استحباب حجه. اما از بعد اجتماعیش، از بعد نماد و شعار بودن حج در میان جهانیان، از حیث ایجاد وحدت بین مسلمین، از حیث بعد تبلیغی شیعی، و از جهات بسیار دیگری هم این مسئله قابل دقته که لزوم رفتن به حج ولو برای چند بار رو به نتیجه میرسونه.

4. مردم اینقدر اسراف حرام توی زندگی هاشون هست که یه درصد اگه کم کنند، مشکل فقر برطرف میشه، مردم اگه زکات و خمس واجبشون رو بدند، یقینا مشکل فقر برطرف میشه، مردم اگر آنتالیا و مسافرت های گردشگری پر از گناه خارج از کشورشونو نرند، یقینااا مشکل فقر مردم حل میشه، مردها اگه کار کردن که براشون واجبه رو انجام بدند، زن ها اگر جایگاه خودشون رو توی اجتماع به معنای واقعی پیدا کنند و در سراپرده ی حیا بنشینن و کارهای مردانه رو بگذارند به عهده ی مردها، یقینااا فقر برطرف میشه... مردم اگه به هم محبت و مهر داشته باشند، فقر ریشه کن میشه، مردم اگه خودپسندی و دروغ و فریب و مادی گرایی و بی انصافی و هزارتا کار حرام دیگه رو از خودشون دور کنن، جامعه رنگ فقرو به خودش نمیبینه، بانکها اگه ربا رو از چرخه ی اقتصادیشون حذف کنن، فقر برچیده میشه... ربایی که خدا وعده کرده جامعه ای رو که درگیرش بشند، دچار فقر و هلاکت میکنه...
خانم بشری موحد بزرگوار، ما اینقدرررر با انجام محرمات و ترک واجبات، فقر رو آوردیم توی جامعه و فراگیرش کردیم، که ذهن انسان های درست اندیش، اصلا سراغ حج و حاجی نمیره. که بخواهیم از یه کار مستحبی نهیشون کنیم.
مطمئن باشید، فردا دشمن میره سراغ زیارت عتبات عالیات و مشهد مقدس و سوریه و ... که ای داد ای بیداد، ما این همه فقیر داریم، اما مشهدی ها و کربلایی ها میرن پی خوشگذرونیشون و ...

از شما بعید بود سرودن چنین شعری و از مسئولین سایت هم بعید بود انتخاب چنین شعری (با شاعرانگی حداقلی نسبت به دیگر اشعار خود شما)، در بین اشعار دفتر مجازی.