زیر پایش خدا غزل می ریخت

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

۱۹ خرداد ۱۳۹۶ | ۷۸۸۴ | ۲
زیر پایش خدا غزل می ریخت
غزلی را که از ازل می ریخت

آن امامی که تا سحر دیشب
روی لب های من غزل می ریخت

آن که در جیب کودکان یتیم
قمر و زهره و زحل می ریخت

آن کریمی که در پیاله ی دست
هر چه می ریخت لم یزل می ریخت

از هر آن کوچه ای که رد می شد
حُسن یوسف در آن محل می ریخت

تیغ خشمش ولی زمان نبرد
رنگ از چهره ی اجل می ریخت

شتر سرخ را به خون غلتاند
لرزه بر لشکر جمل می ریخت

آن امامی که روز عاشورا
از لب قاسمش عسل می ریخت
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.17 با 47 رای


نظرات

منیژه صمدبین
۲۲ مرداد ۱۴۰۲ ۰۱:۵۵ ب.ظ
مثل همیشه اشعار بی نظیری می سرایید استاد بزرگوار.
خداقوتتان بدهد و همواره در نفس قدسی شما کلام اولیا جلوه گر تر شود.
الهی آمین

منیر نظری
۲۳ تیر ۱۳۹۳ ۰۸:۰۴ ق.ظ
مثل همیشه فوق العاده بود

جانم فدای امام حسن مجتبی علیه السلام