آمدم تا خانه ات در جستجوی روشنی
آب لطفاً! از میان این همه نوشیدنی
دوست دارم پر شود از تازگی لیوان من
خسته از مرداب بطری های آب معدنی
آمدم از خلوت متروک یک دِیر کهن
مریمی بودم پی آوازهای ارمنی
از ازل انگار در حال رکوعند و سجود
عاشق این سقف هایم، سقف های منحنی
روح کاشی کار ایوان ها به جا خواهد گذاشت
عشق را، حتی میان قلب های آهنی
نور لطفاً! ای سکوت شمع های روی میز
قطره قطره روشنم کن ای چراغ روغنی!