مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است

شاعر: مهدی جهاندار

04 تیر 1395 | 4161 | 8

کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی
هی بگویم بعَلیّ ٍ بعلیّ ٍ بعلی

مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است
اُدخلوها بسلام ٍ ابدی ٍ ازلی

اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس
تا الستانه و مستانه بگوییم بلی

همه قدقامتیان را به تماشا بنشان
تا مؤذن بدهد مژدۀ خیر العملی

کسی آن سوی حسینیّه نشسته است هنوز
همه رفتند، شب قدر تمام است؛ ولی-

باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید
بحسین بن علی ٍ بحسین بن علی

مهدی جهاندار

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.75 با 20 رای


نظرات

احمد
17 خرداد 1397 01:06 ب.ظ
دمت گرم

مهدی امینیان مدرس
13 خرداد 1397 11:37 ب.ظ
آفرین .
اِمشبِ قدری اتفاقاً در کناره دریایِ توفانیِ رامسر، بعد از دعای جوشنِ کبیر ، مناجاتِ منظومِ شما ، چه طعمِ خوبی دارد .
دعاگویتانَم و ملتمِسِ دعا

مهدی ربیعی
13 خرداد 1397 12:01 ب.ظ
بسیار بسیار زیبا و عالی.خدا خیرتون بده.واقعا حالم عوض شد.ممنون.

علی جوادی
11 مرداد 1394 03:57 ب.ظ
اینک سلام و باز سلام و سپس سلام

هر موقع از این طرفا رد میشم شعرای شما رو میخونم و لذت میبرم
مشتاق دیدار

محمدعلی علمی
22 تیر 1394 11:11 ق.ظ
بح بح

فائزه زرافشان
16 تیر 1394 12:09 ب.ظ
بسیار بسیار عالی

رضا حاج حسینی
16 تیر 1394 10:39 ق.ظ
خیلی عالی... احسنت.
چه پایان خوبی داشت

محمد میرزایی
16 تیر 1394 12:07 ق.ظ
جانم