آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا

شاعر: قربان ولیئی

15 فروردین 1395 | 2401 | 2

 

آفرید از گل و آیینه و لبخند تورا
سپس از عطر نفس های خود آکند تورا

مصحف رازی و در صبح نخستین جهان
بر افق با قلم نور نوشتند تورا

بشر و این همه آیینگی و شفّافی؟
از چه خاکی مگر- ای پاک- سرشتند تورا؟

گسترش یافت، افق تا افق، آن زیبایی
وقتی- ای آینه ی حُسن- شکستند تورا


آسمان هرچه بلا بود نثار تو نمود
دید، با این همه، دریادل و خرسند تورا

یازده سرخ گل و سبزی هستی از توست
گر فدک نیست، درختان همه هستند تورا

همه «او» هستی ولال است زبانم لال است
می ستاید به زبان تو، خداوند، تورا

قربان ولیئی

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.22 با 9 رای


نظرات

حسن بیاتانی
21 فروردین 1395 06:24 ب.ظ
سلام و ارادت
بله اشکال داره

يوسف رحيمي
17 فروردین 1395 07:59 ق.ظ
سلام و تحیت

به نظرتون قافیه این شعر اشکال نداره؟

در کلمات: لبخند، آکند، خرسند و خداوند، حروف "ند" جزء حروف اصلی کلمه هستند ولی در کلمات: نوشتند، سرشتند، شکستند و هستند، حروف "ند" جزء حروف الحاقی است که ظاهرا تکرار آن در حکم تکرار قافیه است و به نظر می‌رسد چهار بار تکرار آن صحیح نباشد!