باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود!
 

ناگهان چقدر زود، دیر می شود!

شاعر: قیصر امین پور

08 آبان 1397 | 81399 | 10
حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

قیصر امین پور

  • متولد: (زادهٔ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ - درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶)
  • محل تولد: گتوند
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.28 با 352 رای


نظرات

مهران
10 اسفند 1399 04:04 ق.ظ
شاید این شهر رو چند سال پیش جایی دیده بودم، ولی وقتی مادرم رو از دست دادم با تمام وجود حسش کردم
هزاران حرف ناگفته و کار ناکرده که برای آینده گذاشته بودم و ناگهان متوجه شدم که چقدر دیر شد و چه زود دیر شد

فائزه
03 اسفند 1399 10:39 ق.ظ
منم گفتم به مامانم این سعر رو روی سنگ قبرم بنویسن.

ماهی
04 بهمن 1399 12:35 ب.ظ
عالی

ماهی
04 بهمن 1399 12:34 ب.ظ
عالی

سیما
06 آذر 1399 06:47 ب.ظ
همیشه هم همینطوره چقدر زود دیر می شه یعنی چه واقعا چرا انقدر زود دیر میشه 🤔

سیما
06 آذر 1399 06:44 ب.ظ
افسوس که چه زود دیر میشه 😔

سلام یکی از عالی ترین نثر های شعر نمایی بود دیدم
04 آذر 1399 04:28 ب.ظ
dfg

رها همتی
22 مهر 1399 03:08 ب.ظ
خوب نییییست

رسا
10 مهر 1399 12:49 ق.ظ
گفتم رو قبرم این شعر رو بنویس

علی
30 مهر 1398 09:16 ب.ظ
گتوند شهریست نزدیک شوشتر که قبلا بخشی از شوشتر بوده ای کیو