دفتر مجازی شعر

 

می‌گفت برو، عشق چنین گفت که بشتاب

شاعر: علیرضا قزوه

20 فروردین 1396 | 1412 | 1
ای یکه‌سوار شرف، ای مردتر از مرد! 
بالایی من! روح تو در خاک چه می‌کرد؟

می‌گفت برو، عشق چنین گفت که بشتاب 
می‌گفت بمان، عقل چنین گفت که برگرد

دیروز یکی بودیم با هم، ولی امروز 
تو نورتر از نوری و من گرد تر از گرد

یک روز اگر از من و عشق تو بپرسند 
پیغمبرتان کیست، بگو درد، بگو درد

ای سرخ‌تر از سرخ! بخوان سبزتر از سبز 
آن سوی، درختان همه زردند، همه زرد

ای دست و زبان شهدا، هیچ زبانی 
چون حنجره‌ات داغ مرا تازه نمی‌کر

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 4 رای


نظرات

ع نقطه ف
29 شهریور 1398 08:59 ب.ظ
نماهنگ «چشم به راه» با صدای صادق آهنگران و ساخته مهدویان با همین شعره. بسیار زیبا و دیدنیست...