ای عمو! خورشیدمان را پشت کوه انداختی

شاعر: مرتضی حیدری آل کثیر

۳۰ فروردین ۱۳۹۶ | ۱۱۲۹ | ۰
با سراب وعده ها دنیایمان را ساختی
هرچه همت داشتیم از آب و تاب انداختی

با کلیدت بافتی زنجیر بر فردای ما
ای عمو! خورشیدمان را پشت کوه انداختی

با چه امیدی معاش مردمت را کوختی
با چه تدبیری نمای منزلت را کاختی؟

«دوش از میخانه آمد سوی مسجد شیخ ما»
شیخ! بر منبر فقط بر اهل تقوا تاختی

دشمنت را دوست خواندی دوستت را ناسپاس
خویش را در آینه دیدی ولی نشناختی

«آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
میهمانا! دیر حق میزبان پرداختی

مرتضی حیدری آل کثیر

  • متولد:
  • محل تولد: شوش
  • کارشناسی زبان و ادبیات فارسی
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 2.12 با 17 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.