جهان معنای ژرف و تازه ای بود

شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی

07 تیر 1391 | 3580 | 0
«جهان» معنای ژرف و تازه ای بود
به شیوایی برون ز اندازه ای بود

به خود گفتم که در این عمر کوتاه
سرودن خواهمش در وزن دلخواه

به وزنی آرَمَش پُر شور و شیرین
که مانَد همچنان تا دیر و دیرین

حریفان ناگهش از من ربودند
به وزن دیگری آن را سرودند

به وزنی ناخوش و نظمی نه دلخواه
به هنجاری کژ و کوژ و روانکاه

هنر گوید: مرنج ای شاعر از این
که این معنی نخواهد کرد تمکین

نپاید هیچ رمزی از حقایق
مگر در وزنِ دلخواه خلایق

اگر ماندی به وزنی دیگرش آر
جهان را صورتی نو کن پدیدار

یکی صورت که انسانی نو آیین
پدید آری در آن، آزاد از کین

و گر رفتی و ماند این نظم باقی
مرنج از این خلاف و بی وفاقی

پس از تو شاعرانی دیگر آیند
به ضرباهنگِ دلخواهش سُرایند

به وزنی هم طنین با جست و جوها
به نظمی در عروضِ آرزوها

به اسلوب درخت و باد و باران
پُر از تصویرِ باران و بهاران

جهان با این بدی مقرون نماند
چنین کژ نظم و ناموزون نماند.

محمدرضا شفیعی کدکنی

  • متولد:
  • محل تولد: کدکن روستایی بین نیشابور و تربت حیدریه
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 5 رای


نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.