چه سود از پر زدن، در تنگنایی این چنین بسته!

شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی

07 تیر 1391 | 3716 | 5
فنجانِ آبِ فِنج هایم را عوض کردم
و ریختم در چینه جای خُردشان ارزن
وان سوی تر ماندم
محو تماشاشان
دیدم که مثل هر همیشه، باز، سو یا سوی
هی می پرند از میله تا میله
با رَفرَفَه یْ * آرام پرهاشان
گفتم چه سود از پر زدن، در تنگنایی این چنین بسته
که بال هاتان می شود خسته؟
گفتند و با فریادِ شاداشاد:
«زان می پریم، اینجا، که می ترسیم
پروازمان روزی رَوَد از یاد»

* پارچه ای باشد از خیمه و غیر آن که بر سر دروازه ها و کمر خیمه ها بندند تا باد بدان خورد و حرکت کند و به عربی رفرفه گویند

محمدرضا شفیعی کدکنی

  • متولد:
  • محل تولد: کدکن روستایی بین نیشابور و تربت حیدریه
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.89 با 19 رای


نظرات

mohammadhasan.gk
13 اردیبهشت 1399 11:35 ق.ظ
با دردود ،سپاس بابت انتخاب اين شعر زيبا.
فقط معني رفرفه طبق لغت نامه دهخدا
((بال گستردن و جنبانیدن مرغ هنگامی که مي خواهد فرودآید))
ميشه و فكر ميكنم شما معني رفرف رو گذاشتيد.
اينك لينك واژه ياب:
https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%81%D8%A9-2

mohammadhasan.gk
13 اردیبهشت 1399 11:22 ق.ظ
با دردود ،سپاس بابت انتخاب اين شعر زيبا.
فقط معني رفرفه طبق لغت نامه دهخدا
((بال گستردن و جنبانیدن مرغ هنگامی که مي خواهد فرودآید))
ميشه و فكر ميكنم شما معني رفرف رو گذاشتيد.
اينك لينك واژه ياب:
https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%81%D8%A9-2

احمد راجی اسدابادی
12 دی 1398 03:45 ب.ظ
چقدر زیبا

سیده
07 آذر 1397 12:24 ق.ظ
خوش به حالتون

امید باستانی
24 بهمن 1391 02:36 ب.ظ
«زان می پریم، اینجا، که می ترسیم
پروازمان روزی رَوَد از یاد»

طعم حسرت آزادی را می توان در اشعار استاد چشید.