آه ای شهر دوست داشتنی...

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

15 شهریور 1396 | 5898 | 8

آه، ای شهر دوست داشتنی
کوچه پس کوچه های عطرآگین
ای مرور تمام خاطره هات 
چون دهین ابوعلی شیرین*
.
شهر آغشته با حرارت باد
فصل خرماپزان پیوسته
کوشش پنکه های بی تاثیر
فُندق سالخوردهء خسته
.
سرخوشی های بی حدم می زد
پرسه در کوچه های بی هدفی
دعوتم کرد سمت طعم بهشت
ناگهان عطر قیمهء نجفی...
.
_سیدی! گم شدم... حرم... مولا...
از کجا می شود به او برگشت؟
عربی گفت و من نفهمیدم
باید از شارع الرسول گذشت
.
سنگ، دُر می شود در این وادی
صاحبان جواهرند همه
واژه در واژه با امین الله
زائران تو شاعرند همه
.
بین این چارپاره خوابم برد
رفتم از خویش و دفترم جا ماند
یک نفر مثل من درون حرم
داشت شعری برایتان می خواند:
.
زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم
السلامُ علیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم
 


نظرات

طاها ی بیدار مغز
18 بهمن 1399 11:49 ق.ظ
عالی بود

سیدحسین میر اسماعیلی
27 آبان 1399 09:23 ق.ظ
عالی یود

محمد
30 فروردین 1399 06:23 ب.ظ
عالی بود

مصطفی
14 اسفند 1398 02:43 ب.ظ
شیرمادر حلالتان باشد سید


ملیحه-مشهد
22 مهر 1398 10:51 ق.ظ
عااااالی بود-مثل همیشه-

فرید
18 مهر 1398 07:03 ب.ظ
طیب الله فاک
لله درک یا حمید !

فرید
18 مهر 1398 07:03 ب.ظ
طیب الله فاک
لله درک یا حمید !

فهیمه
06 خرداد 1398 08:22 ق.ظ
عااااااالی
شعرهای جناب برقعی مثل شیرینی دهین ابوعلی به عمق جان آدم می نشیند.
طیب الله انفاسک