طعم عسل از من نیست، طعم صلوات است این

شاعر: افشین علاء

15 آبان 1397 | 1018 | 4
یک روز که پیغمبر در گرمیِ تابستان
همراه علی می رفت در سایه نخلستان

دیدند که زنبوری از لانه خود زد پر
آهسته فرود آمد بر دامن پیغمبر

بوسید عبایش را، دور قدمش پر زد
بر خاک کف پایش صد بوسه دیگر زد

پیغمبر از او پرسید: آهسته بگو جانم
طعم عسلت از چیست؟ هر چند که می دانم!

زنبور جوابش داد: چون نام تو می گویم
گُل می کند از نامت صد غنچه به کندویم

تا یاد تو را هر شب چون گُل به بغل دارم
هر صبح که برخیزم در سینه عسل دارم

از قند و شکر بهتر خوشتر ز نبات است این
طعم عسل از من نیست، طعم صلوات است این

افشین علاء

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 4.4 با 30 رای

نظرات

زهرا جوادی زاده
21 دی 1397 07:04 ق.ظ
زیباترین شعرکودک که درعمرم شنیدم

محمد رضا گلزار
11 دی 1397 04:39 ب.ظ
این شعر برای بچه ها خوب است

نیلوفر
04 دی 1397 01:09 ب.ظ
معرکه است این شعر...
مأجور باشید آقای علاء

ابراهیم
04 آذر 1397 09:03 ق.ظ
عالیه

نام

ایمیل