دفتر مجازی شعر

 

پرنده ی اندوه

شاعر: گروس عبدالملکیان

01 تیر 1398 | 438 | 0
گلوله ای از گردنم عبور می کند
و خون در پرهایم
به حرف در می آید

شکارچی نمی داند
شامی که می خورند
همه را غمگین خواهد کرد

شکارچی نمی داند
که بچه هایم همین حالا گرسنه اند
و من به طرز احمقانه ای
به پرواز ادامه خواهم داد

شکارچی نمی داند
که سال ها در درونشان بال بال خواهم زد
و کودکانش کم کم 
به قفس بدل خواهند شد

گروس عبدالملکیان

  • متولد:
  • محل تولد:
امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: با 0 رای


نظرات

 



 
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.