حالا ببین در این همه غربت چه می کشد

شاعر: عادل سالم

14 مرداد 1398 | 154 | 0
باران ببار پنجره ی بسته وا شود
اینجا پرنده ای ست که باید رها شود

تا کی پرنده باشد و دربند و بی دلیل
وامانده ی میان زمین و هوا شود

درد زمان، بلای زمین، ریخت در دلش
تا هیأت مجسم درد و بلا شود

زل می زند به آبی آن دورها مگر
قدری از این سیاه مداوم جدا شود

می داند او که این همه دیگر غریب نیست
روزی اگر پرنده ی آن دورها شود
::
حالا ببین در این همه غربت چه می کشد
انسان اگر پرنده ی این ماجرا شود

عادل سالم


نظرات

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.