از پشت بام تا حرمت راه اندکیست
شاعر: مریم سقلاطونی
03 بهمن 1404 |
16 |
0
هر صبح با خیال تماشای گنبدت
میایستم به رسم ادب رو به مرقدت
تو راه مستقیمی و من وصل میشوم
با تو به رودخانهٔ لطف سرآمدت
هر صبح با زیارت از راه دور تو
نزدیک میشوم به تو و راه و مقصدت
پیش از سلام من به تو، ناگاه میوزد
از سمت کربلای تو عطر خوشآمدت
از پشت بام تا حرمت راه اندکیست
قدر «سلام» فاصله دارم ز مرقدت
حال خوشی دوباره به من دست داده است
حال نماز، زیر رواق زبرجدت
با هر سلام بیعت من تازه میشود
هم با تو، هم تمام شهیدان مشهدت
سینِ سلام، در دهنم خشک میشود
شرمندهام از این همه الطاف بیحدت
پیچیده در هوا نفحات سلام تو
آقا! تو را به مِهر و مرام زبانزدت
محتاج کن همیشه به این رزقها مرا
محتاجِ مهربانی و رزق مجدّدت