ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت

شاعر: علیرضا قزوه

10 اسفند 1404 | 52 | 0

در خدا ، در خلق روزی خویش را گم کرد و رفت
نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت

در نماز شب، دعای دست او بودیم ما
با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت

گفت من از مردم و با مردم و در مردمم
ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت

یک جهان را با خروش و خشم خود بیدار کرد
مثل دریایی خروشید و تلاطم کرد و رفت
 

علیرضا قزوه

امتیاز دهید:
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای

نظرات

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.