گفت و خواندید چه زیبا همه «ای ایران» را
شاعر: قاسم صرافان
10 اسفند 1404 |
104 |
0
چه خبرهاست در آن قلب چراغانیِتان؟
آی مردم! چه خبر از دل طوفانیِتان؟
کور باد! آنکه ندید این همه یکرنگی و عشق
مرگ بر آن که کمر بست، به ویرانیِتان
از همان روز که با نوح، به دریا زدهاید
در هراس است ستم از دل طوفانیِتان
گفت و خواندید چه زیبا همه «ای ایران» را
غرق همخوانیتان، یار خراسانیِتان
ترک و لر، فارس، عرب، بندری و کرد، بلوچ
وای اگر شعله کِشد، غیرت ایرانیِتان
چیست فرجام شغالی که در اُفتَد، با شیر؟
جان به در کِی بَرَد، این دشمنک جانیِتان؟
خواندم از آرش و دیدم که کمان دست شماست
موشها، در به در، از موشک «طهرانی»تان
چون تَهمتَن، همه یک تن، به فدای وطنید
مثل سلمان، خودِ عشق است، مسلمانیِتان
در دل جنگ، خطر، سیل، شما چون کوهید
چشم بدخواه، ندیدهست پریشانیِتان
خصم، از خشم شما ترس به جان، میداند
که غیورید همه، چون یل کرمانیِتان
این شب تار، به قهار قسم! رفتنی است
صبحِ در راه جهان، قسمت پایانیِتان
روسفیدانِ زمین، از دل غربال زمان!
روزهای خوش دنیا، همه ارزانیِتان
در خرابات شما نور خدا میبینم
چه خبرهاست در آن قلب چراغانیِتان؟