بخوان «خُذها بِقُوَّةٍ» این عَلَم بردار بسمالله
شاعر: محمدمهدی سیار
18 اسفند 1404 |
40 |
0
عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک
تقاص خون او را مرگ اسرائیل کن اینک
ولیّ دَم! به اذن حق ولیّ امر ما گشتی
پدر را مجتبی بودی و ما را مقتدا گشتی
بسوزان خدعه را مایوس کن خصم حرامی را
به لبخندی ببر از جان میهن تلخکامی را
بخوان «خُذها بقُوّه» این علم بردار، بسم الله!
علم بردار و در این ره قدم بگذار، بسم الله!
خوشا بیعت میان معرکه در اوج رزم ما
شب قدری که بیعتنامه با خون میشود امضا
همه در بیعت عشقیم و همعهد تو در این راه
اگر خون است بسمالله اگر جان است بسمالله
بخوان با لحن شیرین پدر انا فتحنا را
به رغم فتنه ها آرام کن امواج دریا را
بیا و امتت را گرم در آغوش گیر اینک
ردای رهبری را چون پدر بر دوش گیر اینک
بگو از ساحل امنی که در پیش است ایران را
شجاعت بخش با فریاد سرخت قوم سلمان را
بخوان از «وحدهو وحده»، بخوان از «أنجز وعده»
تبر برگیر و بت بشکن به شور لا شریک له
بخوان در گوش کفرستان عالم از خدا از نو
زمین از ظلم پر شد تازه کن عهد وفا از نو
جهان سرمست عطر یار شد، بنگر نشانی را
علمداری کن ای جان لشکر صاحب زمانی را