سوگ امام آینهها هم حماسی است
شاعر: محمدحسین انصاری نژاد
19 اسفند 1404 |
17 |
0
هرچند بر قبیله جراحت رسیده است
دست دعایشان به اجابت رسیده است
گفتند بر جنازۀ خورشید عدّهای
ای قوم بیستاره! قیامت رسیده است
گفتند با هجوم ملخهای آتشین
سهم شما مزارع آفترسیده است
گفتند ابن سعد، حوالی ملک ری
ناگاه با تمام شقاوت رسیده است
قد راست کی کنید شما؟ چون هزار بار
زخم تبر به نخل ولایت رسیده است
انگار وقت واقعه پیغمبری به کوه
با سورهسوره زخم به بعثت رسیده است
گفتند رفتهرفته به بنبست میرسند
از بس بر این قبیله مصیبت رسیده است
ای سر! پس از امام به گردن چه میکنی؟
برخیز! وقت ترک سلامت رسیده است
الّا به روی نیزه سری سرفراز نیست
ای سیب سرخ! وقت شهادت رسیده است
سوگ امام آینهها هم حماسی است
اینگونه از امام اشارت رسیده است
آمد امیر قافله و جمله خصم را
قدر هزار زلزله وحشت رسیده است
امشب بخوان روایت صبح قریب را
امشب از آفتاب روایت رسیده است
تا روز حشر بر سر ما سایهگستر است
این خلعت خدا که به امّت رسیده است
آیینهایست یکسره از سیدالشهید
وقت طلوع آن قد و قامت رسیده است
امشب خبر کنید فقیهان شهر را
چون موسم بهار فقاهت رسیده است
با «صاحب جواهر» از این جاده، صبحدم
سرشار از جواهر حکمت رسیده است
انگار مست خاطره از جادۀ سلوک
دستش به روی شانۀ «بهجت» رسیده است
از یمن ذکر نیمهشب است و دعای صبح
از فرش اگر به عرش زعامت رسیده است
بنگر هلا ورقورق اردیبهشت را
ای باغ زرد! فصل طراوت رسیده است
آواز ارجعیست پیاپی به گوش ما
بر دل طنین آیۀ رجعت رسیده است
هر گل به شوق بشکفد امشب محمدیست
هر گل که گرم مشق سیادت رسیده است
میبینم از سلوک گل سرخ، ناگهان
با شال سبز کشف و کرامت رسیده است
دریا به غیر فلسفۀ اتحاد نیست
دریاست کثرتی که به وحدت رسیده است
این وارث قبیلۀ خورشید مجتباست
ای اهل قبله! لحظۀ بیعت رسیده است
این تیغ حیدر است که در دست مجتبی
با جوهر شکوه و صلابت رسیده است..
بر دستهای تفرقهاندیشِ پیش رو
هر دم هزار مرتبه لعنت رسیده است..
در هر دلی چراغ ولای تو روشن است
بیشک به شاهراه هدایت رسیده است
لبنان به شوق، «نصر من الله» بر لبند
عطر هزار آیۀ نصرت رسیده است
ما را به سوی خیمۀ موعود میبری
چون از امام عصر عنایت رسیده است
اشکم بر این قصیده چکیدهست بیتبیت
نمنم به قصد عرض ارادت رسیده است