در مُشت گرهکردهٔ آن کوه، هنوز فریاد بلندِ مرگ بر آمریکاست
شاعر: میلاد عرفان پور
22 اسفند 1404 |
42 |
0
شش رباعی برای «آن مشت گرهکرده..»
به مناسبت پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای:
« من این توفیق را داشتم که پیکر پدر را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود...»
۱-
اینبار به خون خود گرفتهست وضو
از سورهٔ دل شنیده اسرارِ مگو
در قتلگه آن مشت گرهکردهٔ او
یعنی: وَ سَیعلم الذین ظلموا...
۲-
او آینه بود آینهٔ قرآن بود
در یک کلمه وصف کنم: ایران بود
آن مرد که سرنوشت فردای جهان
در مشت گرهکردهٔ او پنهان بود
۳-
دل بودی و پای تا به سر جان بودی
در دشت حماسه، کوه ایمان بودی
با مشتِ گرهکرده، شهیدت کردند
چون مشت گرهکردهٔ ایران بودی
۴-
مرد است، ببین! شهادتش هم غوغاست
او پرچم ایستادهٔ عاشوراست
در مُشت گرهکردهٔ آن کوه، هنوز
فریاد بلندِ مرگ بر آمریکاست
۵-
نامیست نوشته بر بلندای ستیغ
صبحیست کشیده بر سیاهیها تیغ
فریاد زد و پشت ستم را لرزاند
آن مشت گرهکرده که شعریست بلیغ
۶-
او آیهٔ نصر، فاتح خیبر بود
هر آینه در تجلّی دیگر بود
در مشت گره کردهٔ او سورهٔ فتح
پهلوی شکستهاش ولی کوثر بود...